منظور از ترجمه پذیری معمولا قابلیت انتقال یک معنی از زبانی به زبان دیگر بدون تغییر اساسی در آن است و لذا ترجمه ناپذیری هم وقتی مطرح می شود که نتوان معنایی را بدون ایجاد تغییرات مهم در آن زبان دیگری بیان کرد.

از نظر نایدا و تیبر (۱۹۶۹)، هر پیامی را که بتوان در یک زبان بیان کرد در زبان دیگری هم می توان گفت مگر آن که صورت آن بیان جزء لاینفک پیام باشد.

از جمله مواردی که صورت لازمه ی پیام است بیان شعر است و لذا در ترجمه ی شعر نباید صورت آن به گونه ای تغییر یابد که ویژگی های شعری آن بکلی از بین بروند و هیچ نشانی از شعر بودن متن اصلی در ترجمه دیده نشود. پس صورت شعر جزء لاینفک و لازمه ی پیام آن است و اگر در ترجمه طوری دگرگون شود که تشخیص نظم یا نثر بودن متن اصلی از روی آن مشکل باشد، پیام منتقل شده به ترجمه متفاوت از پیام متن اصلی خواهد بود، چرا که جنبه هایی از پیام شعر از طریق ویژگی ها و صورت خاص شعر منتقل می شوند و با از بین رفتن آنها در ترجمه، بخشی از پیام نیز از بین می رود.

از دیدگاه زبان شناسی هر زبانی برای رساندن یک پیام صورت و ساختار خاصی در نظم و نثر دارد که با زبان های دیگر متفاوت است بنابراین هیچ مترجمی نباید صورت و ساختار یک زبان را به زبان دیگری تحمیل کند و با ترجمه ی کلمه به کلمه فقط جای کلمات متن اصلی را با کلمات زبان مقصد عوض کند؛ زیرا در این صورت زبان ترجمه ابهام آمیز، غیر طبیعی و نا مفهوم می شود و در نتیجه معنی نیز تحریف خواهد شد. توجه و پایبندی به صورت و ساختار زبان مقصد از وظایف اولیه ی هر مترجم است به این معنی که مترجم باید نزدیکترین صورت به صورت اصلی را در زبان مقصد انتخاب کند تا از این طریق بتواند بهترین و نزدیکترین معادل متن اصلی را در زبان مقصد ارائه دهد. هر چند در هر زبانی می توان برای رساندن هر پیامی از صورت های مختلفی استفاده کرد اما باید دانست که حتی در یک زبان هم به سختی می توان دو صورت پیدا کرد که دقیقا یک و همان پیام را داشته باشند.

مشابهت معنایی بین دو صورت زبانی امکان پذیر است اما مطابقت کامل ممکن نیست چرا که با عوض شدن صورت پیام، در خود پیام نیز تغییر حاصل می شود، هر چند که این تغییر یا دگرگونی ممکن است چنان اندک و ناچیز باشد که بدون بررسی دقیق تشخیص داده نشود. لذا اغلب دیده میشود مترجم های مختلف برای رساندن یک پیام معین از صورت های متفاوت استفاده کرده اند که اغلب درست و قابل قبولند. چنین صورتهای قابل قبول همه مترادفند ولی مطابقت کامل با هم ندارند.

اینجاست که باید گفت در ترجمه برابری کامل امکان پذیر نیست؛ آنچه امکان دستیابی دارد تعادل است که می تواند در قالب صورت های گوناگون بیان شود. انتخاب نزدیکترین معادل در زبان مقصد نیز خود اشاره به این نکته است که صورت های گوناگونی برای رساندن پیام مورد نظر در زبان مقصد وجود دارند و مترجم باید بهترین و مناسب ترین آنها را انتخاب کند.

صورت پیام در متون فلسفی، دینی و ادبی از اهمیت خاصی برخوردار است، زیرا در این متون که از حساسیت خاصی برخوردارند هر نوع تغییر در صورت ممکن است نوعی دگرگونی یا تحریف پیام را به دنبال داشته باشد و یا حداقل از فصاحت و بلاغت یا شیوایی و رسایی و نیز شیرینی و جذابیت متن بکاهد. در شعر که سرآمد متون ادبی است صورت و ساختار زبان چنان لطیف، دقیق، موزون، خوش آهنگ و شیرین و جذاب است که هر تغییری در آن ، این زیبایی های ادبی را دگرگون می کند و یا از بین می برد.

هر چند که ممکن است در این ترجمه ها خواه ناخواه محسنات ادبی به خاطر رساندن پیام متن اصلی دگرگون شوند و یا از بین بروند. آنچه اولویت دارد رساندن پیام است و گاه به خاطر آن به ناچار باید از انتقال برخی زیبایی های صوری به ترجمه صرفنظر کرد تا محتوای پیام به دلیل تحمیل ساختارهای متن اصلی به زبان مقصد تحریف نگردد، گرچه در ترجمه ی اشعار فارسی به انگلیسی با تغییر صورت و ویژگی های ادبی متن اصلی نیز تغییراتی در محتوای پیام ایجاد می گردد و معنی متن اصلی با تمام ابعاد و لطایف و دقایق آن به ترجمه منتقل نمی شود.

علاوه بر ترجمه ناپذیری بسیاری از محسنات ادبی در شعر فارسی، برخی از واژگان آن نیز که خاص فرهنگ و ادب فارسی هستند به دلیل نداشتن معادل در زبان های دیگر قابل ترجمه نیستند به عنوان مثال می توان به واژه ی سیمرغ در آثار عطار و سعدی و غیره اشاره کرد که در ترجمه های انگلیسی به همان صورت سیمرغ (Simurgh) آورده شده است.


به دو ترجمه ی انگلیسی زیر از بوستان سعدی توجه کنید :


چنان پهن خوان کرم گسترد
که سیمرغ در قاف قسمت خورد
He spreads so wide a tray of liberálity,
That the Simurgh in (the mountains of) Káf (the Caucasus) enjoys a portion.
(Tr. By H.W. Clarke)

So wide he spreads his table's liberálity
That even Simurgh eats his share on Qaf
(Tr. By G.M wickens)


در هر دو ترجمه علاوه بر آنکه محسنات ادبی متن اصلی از قبیل وزن، قافیه، خوش آهنگی و غیره از بین رفته اند و کلمه ی سیمرغ به خاطر ترجمه ناپذیری آوانگاری شده است دو ترجمه به دلیل دو گونه خواندن قسمتی از متن اصلی تفاوت های معنایی نیز با هم دارند به این معنا که (سیمرغ در قاف) در ترجمه ی اول (سیمرغ „ در قاف) و در ترجمه ی دوم (سیمرغ ^ در قاف) خوانده شده است.



منبع
مجموعه مقالات دو هم اندیشی ترجمه شناسی نوشته ی دکتر فرزانه فرح زاد