تبلیغات
وبلاگ رسمی کتابخانه دیجیتال زبان انگلیسی
پرداخت مبلغ خدمات

مبلغ: تومان
نام :
ایمیل :
موبایل :
آخرین مطالب

» آموزش تلفظ زبان انگلیسی با سوزان کامرون ( 1397/06/25 )
» برترین های دنیای زبان ( 1397/02/25 )
» دانلود راهنمای کتاب دستور و نگارش ۲ دکتر فریدون وحدانی ( 1394/11/22 )
» دانلود جزوه راهنمای کلیات زبان شناسی (متن و ترجمه) ( 1394/11/8 )
» دانلود خلاصه روش تدریس زبان انگلیسی لارسن ( 1394/11/8 )
» دانلود پاسخ های تشریحی آزمون های کارشناسی ارشد سال ۷۵-۹۳ آموزش زبان انگلیسی ( 1394/10/22 )
» افتتاح رسمی فروشگاه ( 1394/04/8 )
» آموزش نوین لغات حیاتی زبان انگلیسی یکبار برای همیشه (بر روی عکس کلیک کنید) ( 1394/02/16 )
» مروری بر دیدگاه والتر بنیامین در "نظریه ترجمه" ( 1394/02/8 )
» بزرگترین بسته آموزشی زبان انگلیسی ( 1394/01/17 )
» پیشنهاد فوق العاده ( 1393/12/19 )
» به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی ( 1393/12/4 )
» To the Youth in Europe and North America ( 1393/12/4 )
» ? What are phrasal verbs ( 1393/12/1 )
» the most common English mistakes made by ESL students ( 1393/11/8 )
» نام و مقطع رشته های دانشگاهی به زبان انگلیسی ( 1393/11/8 )
» بسته های زبان انگلیسی-هر انچه شما میخواهید ( 1393/11/3 )
» فروشگاه تخصصی انجمن ( 1393/10/16 )
» دانلود رایگان ( 1393/09/27 )
» آهنگ Best Song Ever از گروه One Direction ( 1393/09/21 )
» ۲۴ پاورپوینت رشته مترجمی زبان انگلیسی ( 1393/09/20 )
» Dr. Seuss ( 1393/09/16 )
» دانلود کتاب Introducing Translation Studies جرمی ماندی ( 1393/09/16 )
» روز دانشجو مبارک ( 1393/09/16 )
» دانلود رایگان نمونه سوالات پیام نور با پاسخنامه ( 1393/09/14 )
» 57 ways to improve your fluency ( 1393/09/10 )
» Have your head in the clouds ( 1393/09/9 )
» 12 کانال یوتیوب برای یادگیری مکالمه زبان انگلیسی ( 1393/09/8 )
» United Kingdom vs. Great Britain ( 1393/09/8 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - نکات کاربردی در دنیای واقعی ( 1393/09/7 )

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

کلمات کلیدی


درباره ما


تمامی فعالیت های آموزشی به سایت www.triggerpnu.ir انتقال یافت.
کپی فقط با ثبت صلوات و ذکر منبع مجاز می باشد.
با تشکر

Triggerpnu@gmail.com


Phone: 0938-846-2393

ایجاد کننده وبلاگ : Ali Reza Amiri

فرم تماس با ما


  • تاریخ ارسال : 1393/06/30, 22:05

A: I'm in a big trouble!
B: Why is that?
A: I saw a mouse in my house!
B: Oh, well, all you need to do is use a trap.
A: I don't have one.
B: Well then, buy one.
A: Can't afford one.
B: I can give you mine if you want.
A: That sounds good.
B: All you need to do is just use some cheese in order to make the mouse come to the trap.
A: I don't have any cheese.
B: Okay then, take a piece of bread and put a bit of oil in it and put it in the trap.
A: I don't have oil.
B: Well, then put only a small piece of bread.
A: I don't have bread.
B: Then what is the mouse doing at your house?!




ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/30, 21:55
نوشته: مارتین آ.آسچل

مترجم: مهدی غلامی

تا به حال چند بار به این مسئله اندیشیدید: کلماتی که شما به رشته تحریر در می آورید٬ به دورترین نقاط در قالب ترجمه یا همان شکل اصلی برده خواهد شد. در اغلب موارد شما نمی توانید تعداد زبانهایی که اثر شما با هنر مترجمین توانا به آن ترجمه می شود را پیش بینی کنید. به هر حال٬ شما می توانید برای حصول اطمینان از اینکه مقصود شما با دقت هر چه بیشتر به تمامی آن زبان ها منتقل می شود کارهایی را انجام دهید: نگارش سلیس و واضح به زبان انگلیسی. وقتی برای مخاطبینی غیر از زبان خود می نویسید (همان مخاطب جهانی) پذیرفتن نگرشی فراگیر ضروری به نظر می رسد نگرشی که هم خوانندگان ناآشنا با اصطلاحات زبان شما و هم آنانی که تسلط کامل به زبان شما دارند را شامل می شود. ساده نمودن و روان کردن نحو Syntax) (simplifying تاثیر بسیار کمی در سبک شما دارد اما تا حد زیادی توانایی خوانندگان غیر از زبان شما را برای فهم مطالب افزایش می دهد. اگر زبان مادری خوانندگان چیزی غیر از زبانهایی است که متن شما به آن ترجمه می شود این گروه ترجیح می دهند تا به جای متن انگلیسی مملو از اصطلاحات و تعبیرات(Euphemism) حروف اختصاری مبهم (Acronyms) و کلمات رایج در یک دوره ((Buzzwords با زبانی جهانی به مطالعه متون بپردازند. به علاوه مترجمین اغلب کار با انگلیسی جهانی را آسانتر از انگلیسی آمریکایی می دانند زیرا بدین وسیله مدت زمان و اشتباهات ترجمه را به حداقل می رسانند.

در اینجا نکاتی خاص در مورد نگارش به زبان انگلیسی جهانی برای نویسندگان مقالات ٬ گزارش ها٬ دفترچه های راهنما و بروشورها ٬ مطبوعات و وب نویسان و دیگر اشکال نگارش وجود دارد:



1. کاهش ابهام (گنگ بودن متن)Ambiguity

اگر امکان تفسیر و تعریف یک لغت به دو شکل وجود دارد این احتمال وجود دارد که بعضی از خوانندگان تنها یک شکل و عده ای شکل دیگر را برگزینند. به علاوه برای اگاه شدن از معانی دوپهلو و چند پهلو به خاطر داشته باشید که بعضی کلمات چندین نقش گرامری را در جمله بازی می کنند. علی الخصوص در مورد حروف ربط( Conjunction) مثل sinceیا:once

مثلا این جمله ابهام آمیز است: command. Once a prompt appears, type the

بعضی از خوانندگان یا مترجمین once را به عنوان قیدی که معنی on time (سروقت) دارد در نظر می گیرند. گروهی دیگر ممکن است آن را با at once اشتباه بگیرند و جمله را اشتباه تفسیر کنند. مثلا به عنوان چیزی که نیازمند اصلاح به موقع می باشد. شکل صریح ترجمه اینچنین می باشد:After a prompt appear, type the command. یا مثلا در مورد since

Keep a log, since the installation of this equipment causes fluctuations in power consumption.

بعضی افراد ممکن است since را یک قید یا حرف اضافه به معنای After در نظر بگیرند. شکل صحیح جمله اینگونه است:

Keep a log, because the installation of this equipment causes fluctuations in power consumption.

2. با کاهش عبارتهای توصیفی(modifier phrases) و بندهای پیرو( subordinate clauses) نحو را ساده تر کنید:

مثالی از پیچیدگی جمله:

The other day, during our annual meeting, when most of us were thinking about the company's future, we heard, for the first time, some forecasts which, you will agree, were very encouraging.

شکل ساده تر:

Most of us were thinking about the company's future, during our annual meeting. We heard some new forecasts which were very encouraging.

3. از تعداد اسمها و افعال و صفات و قیود مرکب در جمله بکاهید:

برای مثال به جای:

The Chairman and the Directors warmly and heartily welcome and invite you to our beautiful and charming city.

از این جمله استفاده کنید:The entire Board enthusiastically welcomes you to our beautiful city.



4. استفاده از فعل به جای ing فرم gerund)) برای بیان یک عمل:

اگر فعل ساده در یک متن خاص مؤثر نیست استفاده از مصدر باto (Infinitive) صریح تر از ing فرم به نظر می رسد.



یک شکل مبهم استفاده از ingفرم:

The courier was late in bringing the documents.

شکل ساده تر این جمله که خواننده در فهم آن دچار مشکل نمی شود:

The courier brought the documents late.

یک شکل استفاده از ingفرم که در اغلب موارد ترجمه را با اشکال روبرو می کند:

He likes exercising in many ways, from running to lifting weights.

ترکیب حرف اضافه و ingفرم انتهای جمله تقریباً مثل مصدر با toبه نظر می رسد اما اینگونه نیست. به علاوه

from runningممکن است با running from اشتباه گرفته شود. روش بازنویسی این جمله به شکل زیر است:

He likes to run, to lift weights, and to exercise in many other ways.



خود را گسترش دهید: (Cultural Perspective) نگرش فرهنگی

به علاوه چهار نکته بالا سه پیشنهاد که ممکن است به شفاف کردن سبک نگارش شما کمک کند در این قسمت ارائه شده اند. این پیشنهادات برای بسط دیدگاه شما ارائه شده اند و شما را از الگوهای زبانی رایج در فرهنگ ها آگاه می سازند:

1. استفاده از ساختار معلوم و مجهول

روش رایج استفاده از ساختار معلوم در نگارش تفسیری یک قرن است که واپس زده شده. یعضی زبان ها ساختار مجهول را ترجیح می دهند چرا که استفاده از اول شخص به عنوان فاعل در این گونه نگارش ها به عنوان یک روش رایج اهمیت خود را از دست می دهد. برای مثال در بعضی فرهنگ های متعلق به کشورهای آسیایی گفتن این جملات We expect….. یا I have decided…. نمادی از خود ستایی و غرور است. به جای اینها عبارتهایی از این دست ترجیح داده می شوند:

It was decided … یا It is expected...

اگر یکی یا تعداد بیشتری از این فرهنگ ها بخشی از مخاطب مورد نظر شما باشند با محدود کردن تکیه اصلی متن خود بر جملات معلوم کار نگارش را آسانتر و قابل فهم تر می سازید. به هر حال اگر مخاطب شما جهانی است یا نمی دانید که به کدام زبان متن شما ترجمه خواهد شد خود را برای تبدیل هر فعل به ساختار معلوم به تب و تاب نیاندازید.

2. صریح سخن بگویید حتی زمانی که لازم است از شکل غیر مستقیم استفاده کنید:

در ارتباطات بین المللی احتمال بروز مخالفت هایی با کلام صریح و مستقیم وجود دارد ولی ارزش این ریسک بیشتر از سردرگمی ای است که در پی استفاده از سخنان غیر صریح و مبهم به وجود می آید.مثالی از ابهام در جمله:

We're not really saying "no" because we're still somewhat uncertain.

. یک شکل واضح تر:

We're not sure yet.

درشرایطی که نیاز به دقت بیشتری برای جزئیات و موشکافی و باریک بینی در متن است اطمینان حاصل کنید که کلام غیر مستقیم شما نیز صریح باشد. این کلمات می بایست به آسانی فهمیده شده یا حداقل برای ترجمه آسان باشند. به تفاوتهای میان این عبارتها دقت کنید:

We were hoping that you would play ball with us. : غیر مستقیم و مبهم

این عبارت از یک اصطلاح آمریکایی که ریشه در ورزش دارد گرفته شده است.

The cost is too high. If you do not reduce your prices, we cannot buy the goods. مستقیم و صریح:

در برخی از فرهنگها این سبک نگارش رک و ساده و شیوه بیان دیدگاه نسنجیده می باشد.

We would like you to suggest some ways to reduce the total cost of our order. :غیرمستقیم اما صریح

این سبک خلاقیت شما را به چالش کشیده اما موفقیت شما را افزایش می دهد. نوشتن به



3. با استفاده از لغات متفاوت ایده های اصلی خود را بازگویی کنید.



برخی از نویسندگان و بسیاری از ویراستاران سبک مکلف را ترجیح می دهند که تعداد کمی از لغات را مورد استفاده قرار می دهد. به هر حال وقتی برای یک مخاطب جهانی می نویسید نیاز دارید تا محتوای متن را انعطاف پذیر سازید به گونه ای که احتمال ترجمه غلط یک یا چند اصطلاح وجود داشته باشد. بسیاری از ما شنیده ایم که برای مثال اسکیموها چندین لغت را برای برف snowبه کار می برند. از دیگر روی مردم ژاپن که انگلیسی یاد می گیرند تمایز انگلیسی زبان بین لغات see _look _watchبرایشان گیج کننده است زیرا آنها در زبان خود برای هر سه فعل تنها یک معادل به کار می برند. عدم تطابق کلمه به کلمه در بین لغات متن انگلیسی شما و نزدیک ترین معادل آن در زبان دیگر نتیجه ای جز ترجمه اشتباه و عدم درک صحیح متن نخواهد داشت. برای مثال در بعضی فرهنگهای جنوب شرق آسیا مفهوم لغات politenessو formality بسیار به یکدیگر مرتبطند. اگر شما بنویسید:

The donkey is an informal symbol for the Democratic Party.

ممکن است جمله فوق اینگونه به اشتباه تعبیر و ترجمه شود:

The donkey is an impolite symbol for the Democratic Party.

برای جلوگیری از فهم غلط جمله بهتر است اینگونه نوشته شود:

The donkey is an unofficial symbol for the Democratic Party.



به هر حال شما هرگز نمی توانید عدم تطابق های محتمل که بین لغات انگلیسی و لغات زبانهای گوناگونی که متن شما به آن ترجمه شده را پیش بینی کنید. یک دیدگاه این است که با استفاده از(Redundancy: اطناب) جملاتی در متن بیاورید که به متن اصلی پیوند می‌خورد به طوری که آنها یکدیگر را تکمیل کرده و محتوایی شفاف برای همه ایده های مطرح در پاراگراف ها بوجود می آورند. برای مثال:

We recommend the purchase of this factory because it is a good medium-term investment. If our company buys the manufacturing facility this year, we will be able to upgrade it by the middle of next year. After we modernize the equipment, the factory will provide additional production capacity to help us meet the increase in demand for our products that is expected two years from now.



بندهای پیرو در شروع جملات دوم و سوم ممکن است نامرتبط باشند اما با ایجاد جملات یا عباراتی که ایده متن را به آرامی به جملات و پاراگرافهای بعدی منتقل می‌کند(Transition) متن را قوام می بخشد. دقت کنید که این بندها مترادفهایی برای کلمات مهمpurchase, buy, factory, upgrade, modernize که در بند اصلی ظاهر می گردند در بر دارند. به علاوه ارجاعات به زمان به ترتیب زمانی بوده و استفاده از عبارت Medium- term را تایید می کند.



به طور کل نگارش همه فهم و صریح انگلیسی به عنوان سبک نگارش جهانی همیشه ایده ای مطرح بوده است. اگر متن شما در حال ترجمه است استفاده از Global Englishآسانترین راه برای مترجمین می باشد. وقتی شما برای مخاطبی غیر از زبان خود می نویسید که زبان مادری او انگلیسی نیست بدانید که آنها متن شما را به واسطه آنکه آسان فهم تر از دیگر متون انگلیسی زبان می باشد تحسین می کنند.



نوشته: مارتین آ.آسچل

مترجم: مهدی غلام



ادامه مطلب
ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/30, 21:48

با عرض سلام خدمت همۀ دوستان همکاران گرامی

نوشته این قسمت را به ترجمۀ رمان مشهور 1984 جورج اورول اختصاص میدهم حسن این رمان این است که هم جذاب میباشد و هم اینکه متنش تا حدودی مربوط به عصر ماست و عبارتهائی را که بکار برده است است قدیمی و نا مانوس نیستند. کلماتی را که داخل پرانتز هستند برای توضیح بیشتر عبارت آورده شده اند و ترجمۀ متن اصلی را در بر ندارند.

سعی شده است که متن اصلی را به قطعات کوتاه تقسیم کنم و بعد آنها را ترجمه کنیم تا تطبیق متن با ترجمه آسان تر باشد.

لغات جدید با رنگ قرمز برجسته شده اند.

 

امیدوارم که از نظرات شما بهره مند شوم

 

1984

George Orwell.

Published: 1949

 

Chapter One

 

It was a bright cold day in April, and the clocks were striking thirteen. Winston Smith, his chin nuzzled into his breast in an effort to escape the vile wind, slipped quickly through the glass doors of Victory Mansions, though not quickly enough to prevent a swirl of gritty dust from entering along with him.

 

روزی آفتابی و سرد در ماه آوریل بود. و ساعتها سیزده بار زنگ میزدند (1 بعد از  ظهر). وینستون اسمیت که در تلاش برای فرار کردن از سرمایۀ زننده، (سوزان) چانه اش را به سینه اش چسبانده بود، به سرعت از لای درهای شیشه ای عمارت بزرگ پیروزی (اسم عمارت) به درون خزید. هرچند آنقدر سرعتش زیاد نبود که مانع شود که گرد و خاک شن آلود که در هوا شناور بودند (میچرخیدند) را با خود به داخل نیاورد.

 

لغات:

 

strike: if a clock strikes one, two, six etc, its bell makes a sound once, twice, six times etc according to what time it is.

 

زنگ زدن ساعت

 

nuzzle: to gently rub or press your nose or head against someone to show you like them

 

پوزه مالیدن، چانه را به جائی مالیدن

 

vile: extremely unpleasant or bad

 

خیلی بد، زننده

 

Mansions: used in Britain in the names of some apartment building.

 

آپارتمان، عمارت، خانۀ بزرگ

 

gritty: containing very small pieces of stone or sand.

 

شن آلود، غبار آگین، دارای ذرات ریز شن

 

The hallway smelt of boiled cabbage and old rag mats. At one end of it a colored poster, too large for indoor display, had been tacked to the wall. It depicted simply an enormous face, more than a meter wide: the face of a man of about forty-five, with a heavy black moustache and ruggedly handsome features.

 

 




ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/29, 19:37
There once was a little boy who had a bad temper. His father gave him a bag of nails and told him that every time he lost his temper, he must hammer a nail into the back of the fence.

The first day, the boy had driven 37 nails into the fence. Over the next few weeks, as he learned to control his anger, the number of nails hammered daily gradually dwindled down.

He discovered it was easier to hold his temper than to drive those nails into the fence.

Finally the day came when the boy didn’t lose his temper at all. He told his father about it and the father suggested that the boy now pull out one nail for each day that he was able to hold his temper. The days passed and the boy was finally able to tell his father that all the nails were gone.

The father took his son by the hand and led him to the fence. He said, “You have done well, my son, but look at the holes in the fence. The fence will never be the same. When you say things in anger, they leave a scar just like this one.

You can put a knife in a man and draw it out. It won’t matter how many times you say I’m sorry the wound is still there. A verbal wound is as bad as a physical one.”


زمانی ،پسربچه ای بود که رفتار بدی داشت.پدرش به او کیفی پر از میخ داد و گفت هرگاه رفتار بدی انجام داد،باید میخی را به دیوار فروکند.
روز اول پسربچه،37 میخ وارد دیوارکرد.در طول هفته های بعد،وقتی یادگرفت بر رفتارش کنترل کند،تعداد میخ هایی که به دیوار میکوبید به تدریج کمتر شد.
او فهمید که کنترل رفتار، از کوبیدن میخ به دیوار آسانتر است.
سرانجام روزی رسید که پسر رفتارش را به کلی کنترل کرد. این موضوع را به پدرش گفت و پدر پیشنهاد کرد اکنون هر روزی که رفتارش را کنترل کند، میخی را بیرون بکشد.روزها گذشت و پسرک سرانجام به پدرش گفت که تمام میخ ها را بیرون کشیده.پدر دست پسرش را گرفت و سمت دیوار برد.پدر گفت: تو خوب شده ای اما به این سوراخهای دیوار نگاه کن.دیوار شبیه اولش نیست.وقتی چیزی را با عصبانیت بیان می کنی،آنها سوراخی مثل این ایجاد می کنند. تو میتوانی فردی را چاقو بزنی و آنرا دربیاوری . مهم نیست که چقدر از این کار ،اظهار تاسف کنی.آن جراحت همچنان باقی می ماند.ایجاد یک زخم بیانی(رفتار بد)،به بدی یک زخم و جراحت فیزیکی است




ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/28, 18:54

 بخش اول گفتگو

غیر از تنسی ویلیامز با کدام‌یک از نویسنده‌های غربی دوست و آشنا بودید؟

 

با ایتالو کالوینو خیلی دوست بودم. بقیه را هم می‌شناختم. خانمی که خیلی هم نویسنده خوبی نبود، ناتالیا گینز‌بورگ را می‌گویم. اما خُب با کالوینو خیلی دوست بودیم و خیلی خوب بود.

 

 

از خاطره‌های‌تان با کالوینو بگویید. چه وقت با هم آشنا شدید؟

 

با کالوینو از طریق خانم آرژانتینی‌اش آشنا شدم. کالوینو هم آرژانتین دنیا آمده است. دیدمش گفتم، آقای کالوینو من هم نویسنده‌ام. می‌گفت، اوه چه خوب تو رو خدا فردا شب بیا خانه‌ی ما. به خانه‌شان رفتم و چه پذیرایی خوبی انجام شد. یک دختر هم دارند. بعد دیگر اغلب همدیگر را می‌دیدیم. در روز‌های خاصی از هفته همدیگر را نمی‌دیدیم و هر وقت پیش می آمد. مثل آشنایی‌ام با فدریکو فلینی. آن هم خیلی جالب بود. یک روز وسط خیابان فلینی را دیدم، رفت در یک مغازه‌. من رفتم امضا بگیرم. دختری‌ گفت، عمرا بتوانی امضا بگیری! او به هیچ‌کس امضا نمی‌دهد. رفتم و با امضا برگشتم. بعد منتظر ماندم بیاید بیرون یک‌ چیز دیگر بهش بگویم. از مغازه آمد بیرون و گفت، منتظر من بودی؟ گفتم آره. گفت بیا با هم برویم یک قهوه بخوریم. قلبم تند تند می‌زد، دوست داشتم یکی مرا همراه فلینی ببیند. (می‌خندد) رفتیم قهوه خوردیم. از هم خداحافظی کردیم. دو – سه روز بعد باز از آن‌جا رد شدم. فلینی را دیدم و در همان کافه بود. دستی تکان دادم و سلام کردم. گفت آها سینیور بهمن. فهمیدم پاتوقش در آن کافه است. به یکی از دوستانم گفتم من با فلینی قهوه خوردم. جواب داد این‌قدر از خودت حرف درنیاور. گفتم برایم نوشته است، کاغذش را دارم. خلاصه باور نمی‌کرد. بعد یکی چند بار دیگر هم فدریکو فلینی را در همان کافه دیدم. یک‌روز به من گفت آقا بهمن ما بی‌خودی به هم می‌گوییم شما؛ بیا بگوییم «تو»! گفتم، من خجالت می‌کشم. گفت، هیچ خجالت ندارد. یک روز با دوستی بودم که باور نمی‌کرد با فلینی دوست هستم و با هم قهوه خوردیم. از نزدیکی همان کافه رد می‌شدیم. فلینی پشت میزی جلو کافه نشسته بود؛ رد شدیم، فلینی گفت، چائو بهمن! من هم گفتم چائو فدریکو! آن دوستم که باور نمی‌کرد، با تعجب گفت، حالا به هم «تو» می‌گویید؟! (می‌خندد) او هم فوق‌العاده بود؛ هم خودش، هم زنش. این ماجرا به سال 91 میلادی برمی‌گردد. فیلم‌هایش هم خیلی خوب هستند. البته صدایش یک‌جوری بود و از صدای خودش ناراحت بود. اما خُب کاری نمی‌شد کرد؛ صدایش خیلی زنانه بود. اما آن روز عالی بود. چائو فدریکو ... چائو بهمن... به همدیگر تو می‌گویید؟! (می‌خندد)

 

درباره رابطه‌تان با فدریکو فلینی بیش‌تر توضیح بدهید.

 

نه دیگر. توضیحش همین بود. او همیشه در همان کافه بود. من هم معمولا از آن‌جا رد می‌شدم. هر روز همدیگر را می‌دیدیم. دیدار‌های ما معمولا در گذر بود و گذری همدیگر را می‌دیدیم. این‌که بنشینم حرف بزنیم، نبود.

 

گفتید ایتالو کالوینو را معمولا می‌دیدید؟



ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/26, 20:23

 در پی یک بیماری بسیار نادر به نام "سندرم لهجه زبان خارجی" فرد بیمار شروع به صحبت کردن با لهجه‌ای جدید و خارجی می‌کند. این بیماری می‌تواند بر اثر ضربه‌ای به سر یا یک حمله‌ی میگرنی به‌وجود آید.

بیماری "سندرم لهجه زبان خارجی" بیماری‌ای بسیار نادر است. فردی که به این بیماری مبتلا می‌شود، یک شبه دارای لهجه زبانی خارجی می‌شود.

ضربه‌ای مغزی یا حمله‌ای میگرنی کافی است

این بیماری می‌تواند بر اثر وارد شدن ضربه‌ای به مغز یا حتی یک حمله‌ی میگرنی یا سکته به وجود ‌آید. پس از آن، بیماران در حقیقت دچار یک مشکل زبانی می‌شوند و دیگر قادر به خلاص شدن از آن لهجه نیستند. "سندرم لهجه زبان خارجی" باعث افسردگی و اضطراب می‌شود. یکی ازعواقب آن این است  بیماران در زندگی روزمره‌شان احساس انزوا می‌کنند.

کسی که صدای معمولی زبان خود را از دست می‌دهد، تا حدودی قسمتی از شخصیت خود را نیز از دست می‌دهد، زیرا از طریق این سندرم، ملودی زبان فرد بیمار نیز تغییر می‌کند. به همین خاطر کسانی که گفتاردرمانی می‌کنند، تلاش دارند که روی تلفظ این بیماران کار کنند؛ تا اینکه بتوانند به آهنگ پیشین صدای آنها نزدیک شوند.   

کمبود شناخت کامل از این بیماری  

معروفترین مورد این بیماری در زمان جنگ جهانی دوم رخ داد. در آن زمان یک خانم نروژی پس از مجروح شدن ناحیه‌ای از سرش دچار این بیماری شد. در پی این حادثه وی دیگر زبان نروژی را با لهجه‌ی آلمانی صحبت می‌کرد. به همین خطر در زمان جنگ جهانی دوم خیلی‌ها گمان می‌کردند که او یک جاسوس آلمانی است.

برای این بیماری که برای نخستین بار در سال ۱۹۰۷ میلادی کشف شد تاکنون هیچ راه درمانی پیدا نشده است. متخصصان هنوز شناخت کاملی از این بیماری ندارند. ولی آنها گمان می‌برند که صدمه‌های کوچک در قسمت چپ مغز انسان می‌تواند به این بیماری منجر شود. این قسمت از مغز دارای ناحیه‌ای است که مختص توانایی صحبت کردن است.  



ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/25, 18:56
* تابوی گره زدن: «طبق اصول جادوی هومیوپاتیک یا تقلیدی، مانع فیزیکی گره در طناب یا لباس یا... مانع همانندی در بدن یا زندگی و کار و... طرف ایجاد می‌کند. برای همین زایران مسلمان که در وضعیت احرام یا تابو قرار دارند نه در لباس‌شان گرهی باید باشد و نه حلقه‌ای به دست.» (فریزر 267)

در فرهنگ ایرانی عمل گره زدن یا قفل زدن، هم می‌تواند موجد خیر شود هم موجد شر و این بستگی دارد که گره یا قفل برای انتقال نیرو از منبع مقدس و پاک باشد یا از منبع اهریمنی و ناپاک. مثلاً چنانچه این گره یا قفل در مکان‌های مقدس و برای اتصال به قدیسان مذهبی باشد باعث انتقال نیروی شفادهنده اینان می‌شود و رفع خطر می‌کند اما اگر در مواقع مهمی چون ازدواج و زایمان باشد باعث ایجاد گره و بستگی همانندی در روند آن کار می‌شود. 

* حرمت معاشرت با بیگانگان: وحشیان بر این باور بودند که هر چیز یا شخص بیگانه دارای قدرت اهریمنی بسیار خطرناکی است که باعث بلا و مصیبت می‌شود لذا به هیچ عنوان نباید به آنها نزدیک شد و اگر این اتفاق ضروری است باید با انجام مراسمی از آنان دفع قدرت کرد. حتی کسانی که به نزدیک بیگانگان می‌روند یا با آنها تماس برقرار می‌کنند نیز تابو می‌شوند چون این قدرت اهریمنی به آنان منتقل شده و باید تطهیر شوند.

در ایران زمین همواره بلایا و مصیبت‌ها به بیگانگان نسبت داده شده و



ادامه مطلب
  • تاریخ ارسال : 1393/06/23, 18:50

«ترجمه‌ی «صد سال تنهایی» مارکز چاپ بعد از انقلاب را گذاشته بودم روی نیم‌دیوار آشپزخانه، یادم رفت بیاورم تا برایم امضا کنید». می‌گوید، «ایرادی ندارد، باشد دفعه‌ی بعد...». اما یادآور می‌شود که ناشر دیگر آن کتاب را تجدید چاپ نمی‌کند.

 

پکی به سیگار بهمن فیلترسفیدش می‌زند، آن را در زیر‌سیگاری کنار ده‌ها سیگار دیگر که تا نیمه کشیده، خاموش می‌کند. می‌پرسیم، چرا این‌جوری سیگار می‌کشید؟! می‌خندد و می‌گوید، برای این‌که نصف سرطان را بگیرم! نشسته‌ایم دور یک میز قدیمی در خانه‌ی بهمن فرزانه در تهران. مدام سیگار روشن و خاموش می‌کند. به قصد سخن گفتن درباره‌ی یک عمر کار ترجمه و نوشتن آقای مترجم و نویسنده به خانه‌اش رفتیم و از خیلی چیز‌ها حرف زدیم. او هم از سال‌ها کار و خاطره گفت، از نویسنده‌ها و سینما‌گر‌ها هم حرف زد؛ از فدریکو فلینی، گابریل گارسیا مارکز، تنسی ویلیامز، ایتالو کالوینو، ناتالیا گینز‌بورگ و... .

 

بهمن فرزانه از این‌که نامش به «صد سال تنهایی»، اثر معروف گابریل گارسیا مارکز، سنجاق شده است، دل‌ خوشی ندارد؛ زیرا معتقد است، این سبب می‌شود ترجمه‌های دیگرش دیده نشوند. دیگر آن‌که بعد از نیم قرن به ایران برگشته است و قصد بازگشت به ایتالیا را ندارد. می‌گوید، ایران به این‌ خوبی؛ کجا بروم؟!

 

مشروح دیدار و گفت‌وگوی خبرنگاران ادبیات خبرگزاری دانشجویان ایران (ایسنا)، با بهمن فرزانه را بخوانید.


شما سال 1317 به دنیا آمده‌اید. از آن‌ سال‌های نوجوانی، شرایط خانوادگی و تحصیل‌تان بگویید. چه شد به ایتالیا مهاجرت کردید؟

 

بله من سال 1317 به دنیا آمدم؛ نه 1318 که در برخی از جا‌ها نوشته‌اند. این‌جوری مرا یک سال‌ کوچک‌تر کردند (می‌خندد). این‌جا به دنیا آمدم و درس خواندم. بعد در جوانی تصمیم گرفتم به خارج بروم و خُب من خیلی ایتالیا را دوست دارم. هنر دوست داشتم. به نحوی احمقانه در دانشکده‌ی معماری اسم‌نویسی کردم که هیچ ربطی به من نداشت. دیدم فایده ندارد. از آن‌جا بیرون آمدم. به مدرسه‌ی مترجمی سازمان ملل رفتم که کار خیلی مشکلی بود. مدام باید با گوشی ور می‌رفتم. آن را تمام کردم. بعد ترجمه را شروع کردم. درست 50 سال پیش این کار را آغاز کردم.

 

اولین ترجمه‌ی شما از تنسی ویلیامز بود دیگر؟




ادامه مطلب
تبلیغات

تبلیغات