اگر ترجمه شفاهی همزمان، رمزبرداری از پیام زبان مبدا و رمزگذاری به زبان مقصد به طور همزمان باشد، اساسا مترجم باید توانایی آن را داشته باشد که توجه خود را به دو سو معطوف دارد. ویژگی اصلی ترجمه شفاهی متوالی، تکیه بر فرآیند های حافظه و توانایی باز سازی یک متن پس از اندکی تاخیر است. گرور، لانگلی‌33، «لانگ»34، و لامبرت35(1980) در تلاش برای تعیین عامل تمایز دهنده در میان دانشجویان موفق ترجمه شفاهی و آنهایی که در امتحان نهایی ناکام ماندند، دو عامل تعیین کننده را مشخص کردند: 1) عامل کلامی عمومی، شامل فصاحت زبانی‌ از نظر سرعت و دقت؛ 2) عامل حافظه که بیشتر به حافظه به خاطر سپردن متن مربوط می‌شود. عامل دوم برای ترجمه شفاهی متوالی قابل پیش‌بینی است؛ چون به‌ فرایندهای حافظه برای بازسازی متن تکیه دارد؛ درحالی که عامل اول که بیشتر خاص مترجمان شفاهی همزمان است، بر سرعت در پاسخگویی کلامی و دقت تأکید دارد.

حافظه کوتاه‌مدت در ترجمه شفاهی همزمان عامل مهمی به شمار می‌رود؛ چون‌ همیشه تولید گفتار چهار تا پنج کلمه بعد از شنیدن صورت می‌گیرد؛ درحالی که‌ حافظه درازمدت نقش نسبتا کمتری دارد. گرور(1976)در تأیید این مسأله عنوان‌ کرد که مترجمان شفاهی همزمان، هنگامی که کار خود را به پایان می‌رسانند، بندرت از آنچه کرده‌اند، آگاهی دارند. اما در ترجمه کتبی همزمان، حافظه درازمدت چندان بی‌ارتباط نیست. با ذخیره ویژگی های خاصی از کلمه، چون بسامد، آشنایی و شباهت بین معادلهای ترجمه در حافظه معنایی‌36می‌توان سرعت ترجمه کتبی را بیشتر نمود؛ اما آن دسته از ویژگی های کلمه که در حافظه موقت‌ 37ذخیره‌ می‌شود، مثل بار عاطفی و تصویری، تأثیر بر سرعت ترجمه کتبی ندارد (موری،1986). توضیح محتملی که از سوی نگارنده اصل قرار گرفته، این است که‌ وقتی متغیرهای دسته اول در حد عالی باشند، ترجمه کتبی تقریبا بدون واسطه و به‌ صورت خودکار انجام می‌گیرد.

از سوی دیگر، حافظه درازمدت نقش مهمی در ترجمه شفاهی متوالی، بویژه در ارتباط با محتوای پیام ایفا می‌کند. میانگین تأخیر در بین پیام مبدأ و پیام مقصد حدود پنج دقیقه است. این تأخیر و کمیت اطلاعاتی که بایستی در این مدت پردازش شود، مستلزم انجام فرایندهایی در حافظه هستند که با فرایندهای مورد استفاده در ترجمه شفاهی همزمان تفاوت دارند. در ترجمه شفاهی متوالی، سرعت برگردان واژگان و قطعات، با حافظه مربوط به متن ارتباط اندکی دارد.

استفاده از حافظه در تمرین، صرفا فعال‌سازی آثار مانده بر حافظه نیست، بلکه این کار بازسازی فعالانه واحدهایی است که به صورت مفاهیم ذخیره شده‌اند. این نگرش نسبت به حافظه که نخستین بار از سوی بارتلت‌38(1932)مطرح شد، بعدها از سوی شماری از محققین تحول بیشتری یافت؛ برای مثال:کینچ39 و ون‌ دایک‌40(1978)طرحی از کارکرد حافظه را برای درک و تولید گفتمان ارائه‌ کردند. طرح آنها متضمن این نکته است که واحدهای معنایی پس از تغییر شکل و سامان‌گیری، در حافظه ذخیره و سپس به هنگام بازآفرینی متن مجددا ساماندهی‌ می‌شود و تغییر شکل می‌دهد. به این ترتیب پیام به گونه‌ای بازآفرینی می‌شود که‌ محتوای معنایی با بافتی کاملا متفاوت به مخاطب برسد.

در ترجمه شفاهی متوالی، مترجم به قطعات کلامی پنج دقیقه‌ای گوش می‌سپارد و در همین هنگام، درحالی که زبان مبدأ را پردازش می‌کند، مطالبی را یادداشت‌ می‌نماید؛ این یادداشت برداری معمولا به زبان مقصد صورت می‌گیرد. پس از شنیدن قطعه پنج دقیقه‌ای، مترجم با پردازش متن و به کمک حافظه و نیز یادداشت های‌ خود متن را بازسازی می‌کند. اس لامبرت(1938) یادداشت های دانشجویان سال آخر ترجمه شفاهی را بررسی نمود و دریافت که این یادداشت ها تفاوت بسیاری با یکدیگر دارند. هر مترجم شفاهی، نظامی از نمادها و علایم اختصاری خاص خود را طراحی‌ می‌کند. مترجم شفاهی به هنگام برگردان یادداشت ها حدود یک سوم اطلاعات داده‌ شده را برمی‌گزیند. یادداشت های دوزبانه‌های کاملا همتراز41، به زبان مبدأ است به‌ طور کلی به‌نظر می‌رسد که فرایند برگردان پیام در هنگام یادداشت‌برداری صورت‌ می‌گیرد، نه در زمان تولید پیام بازسازی شده به زبان مقصد.

ظاهرا یادداشت‌برداری نقش دوگانه‌ای را در ترجمه شفاهی متوالی ایفا می‌کند. اول در نقش یک ابزار بیرونی برای ذخیره سازی عمل می‌کند؛ و نقش دوم که‌ مهمتر نیز می‌باشد، این است که این یادداشت ها حاوی شاخص های ضروری برای‌ سازماندهی و بازسازی متن به زبان مقصد هستند(دی‌وستا وگری،1972). اس‌ لامبرت(1983) تشخیص و یادآوری متن را در سه وضعیت شنیداری مختلف‌ مقایسه نمود: بدون یادداشت‌برداری؛ با یادداشت‌برداری و استفاده ازآن به همان‌ صورت که در ترجمه شفاهی انجام می‌شود؛ با یادداشت‌برداری با این تفاوت که به‌ هنگام بازسازی متن، مترجم نمی‌تواند ازآن استفاده کند و به این ترتیب این‌ یادداشت ها صرفا نقش ذخیرهء بیرونی را ایفا می‌کنند. وی مشاهده کرد زمانی که از یادداشت ها عملا در بازسازی متن استفاده می‌شود، مترجم بهتر می‌تواند متن را به‌ خاطرآورد؛ درحالی که وقتی یادداشت ها صرفا در نقش ابزار ذخیره بیرونی عمل‌ می‌کنند، مانعی هستند برای به خاطرآوری متن. این مطلب نقش یادداشت‌برداری را در بازسازی متن تأیید می‌کند: یادداشت ها در پردازش فعال اطلاعات به عنوان ابزاربیرونی عمل می کنند.

تلخیص42‌ و یادآوری‌43 متن، علاوه بر پردازش‌زبانی، به عملیات شناختی مهمی نیر احتیاج دارند. لانگ و هاردینگ اچ‌44(1978)نشان داده‌اند افراد دوزبانه‌ای که در زبان دوم به اندازه زبان اول سلیس وران نیستند، خلاصه‌هایی با کیفیت نازل تهیه‌ می‌کنند و متن را بخوبی زبان مادری خود در زبان دوم به یاد نمی‌آورند. ازاین‌رو مقدار اطلاعات بازآفرینی شده کمتر است؛ اطلاعات از صحت کمتری برخوردار است و ارتباط کمتری با موضوع دارد؛ اما مقدار اطلاعات نامربوط در هردو زبان‌ برابر است. نویسندگان نتیجه‌گیری می‌کنند که دوزبانه‌های غیر همتراز45 در انتخاب‌ اطلاعاتی که قرار است به زبان دوم بازآفرینی شود، از توان گزینشی کمتری‌ برخوردار است. توان محدود در زبان مبدأ، گزینش اطلاعاتی را که باید به خاطر سپرده شود، نیز محدود می‌کند و این مسأله خود از کیفیت ساماندهی و بازسازی‌ متن می‌کاهد. برای حصول اطمینان از پردازش زبان دوم با کیفیت عالی، به توانی‌ نیرومند در زبان مقصد نیاز است؛ این مسأله شرط لازم، اما ناکافی برای اطمینان از این نکته است که مترجم اطلاعات مرتبط با موضوع را برمی‌گزیند، سامان‌می‌هد و ذخیره می سازد.

چنانچه کاربرد فرایندهای شناختی که نقش مهمی در دستیابی به اطلاعات ایفا می‌کنند، متأثر از توان زبان ها باشد، این عملیات شناختی دخیل در ترجمه شفاهی، به‌ پیشرفت فرایندهای عمومی اولیه در زمینه انتخاب و ساماندهی اطلاعات وابسته‌ است. تلخیص و یادآوری که هردو از عوامل مهم ترجمه شفاهی به شمار می‌رود، دارای مؤلفه‌های شناختی و زبانی است. با در نظر گرفتن توان زبانی به عنوان پیش نیاز ترجمه شفاهی، بعد شناختی این عمل را باید عامل حیاتی در پردازش اطلاعات از سوی مترجمان شفاهی و کتبی به حساب آورد.