Who soever exalt himself shall be abased and who humble himself shall be exalted

هر کسی هر که باشد اگر خودش را تمجید کند سر آخر خوار میشود و هرکس که فروتن باشد بلند میشود.


Soever: To any possible or known extent
هر کس در هر شرایط

Exalt: Praise or regard highly
تمجید کردن، تجلیل کردن، بلند کردن

Abase: To lower in rank, office, prestige or esteem
You are so great that our prowess extinguished and abased in the presence of yours

تو آنقدر خوبی که با وجود تو قابلیتهای ما خاموش و تحقیر شده است.


Prowess: Bravery or skill or expertise in a particular activity or field

قابلیت، رشادت، دلاوری

Extinguish: To bring to an end, make an end
خاموش کردن، خفه شدن، فرونشاندن

Perfectly aware of the veiled disapproval, his kindly feelings abated, to be replaced by a resurgence of ill humor

او که کاملا از عدم موافقت آنها که آشکار نمیکردند با خبر بود، احساسات ملاطفت آمیزش فروکش کرد جایش را به خوی بدش که دوباره طغیان کرده بود داد.


Veil: To cover, provide, obscure, conceal with or as if with a veil
مخفی کردن، واضح و آشکار نکردن، زیر پوششی پنهان گذاشتن

Abate: Become less intense or widespread
فروکش کردن، تعدیل شدن، فرو نشستن

Resurgence: A rising again into life, activity, prominence
تجدید فعالیت، طغیان مجدد

Ill humor: Bad mood
بد اخلاقی، ترشرویی، بدخویی

As you are republicans, and hold kings in detestation, of course you’ll abdicate at once

از آنجا که شما جمهوری خواه هستید و به پادشاهان به دید تنفر مینگرید، یقینا (در آینده) از خودتان سلب مسولیت خواهید کرد.

Detestation: extreme hatred or dislike

تنفر، نفرت

Abdicate: fail to fulfill of undertake (a duty

از خود سلب مسولیت کردن، مسولیتی را دیگر قبول نکردن

پست کردن، تحقیر کردن