تبلیغات
وبلاگ رسمی کتابخانه دیجیتال زبان انگلیسی
پرداخت مبلغ خدمات

مبلغ: تومان
نام :
ایمیل :
موبایل :
آخرین مطالب

» دانلود راهنمای کتاب دستور و نگارش ۲ دکتر فریدون وحدانی ( 1394/11/22 )
» دانلود جزوه راهنمای کلیات زبان شناسی (متن و ترجمه) ( 1394/11/8 )
» دانلود خلاصه روش تدریس زبان انگلیسی لارسن ( 1394/11/8 )
» دانلود پاسخ های تشریحی آزمون های کارشناسی ارشد سال ۷۵-۹۳ آموزش زبان انگلیسی ( 1394/10/22 )
» افتتاح رسمی فروشگاه ( 1394/04/8 )
» آموزش نوین لغات حیاتی زبان انگلیسی یکبار برای همیشه (بر روی عکس کلیک کنید) ( 1394/02/16 )
» مروری بر دیدگاه والتر بنیامین در "نظریه ترجمه" ( 1394/02/8 )
» بزرگترین بسته آموزشی زبان انگلیسی ( 1394/01/17 )
» پیشنهاد فوق العاده ( 1393/12/19 )
» به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی ( 1393/12/4 )
» To the Youth in Europe and North America ( 1393/12/4 )
» ? What are phrasal verbs ( 1393/12/1 )
» the most common English mistakes made by ESL students ( 1393/11/8 )
» نام و مقطع رشته های دانشگاهی به زبان انگلیسی ( 1393/11/8 )
» بسته های زبان انگلیسی-هر انچه شما میخواهید ( 1393/11/3 )
» فروشگاه تخصصی انجمن ( 1393/10/16 )
» دانلود رایگان ( 1393/09/27 )
» آهنگ Best Song Ever از گروه One Direction ( 1393/09/21 )
» ۲۴ پاورپوینت رشته مترجمی زبان انگلیسی ( 1393/09/20 )
» Dr. Seuss ( 1393/09/16 )
» دانلود کتاب Introducing Translation Studies جرمی ماندی ( 1393/09/16 )
» روز دانشجو مبارک ( 1393/09/16 )
» دانلود رایگان نمونه سوالات پیام نور با پاسخنامه ( 1393/09/14 )
» 57 ways to improve your fluency ( 1393/09/10 )
» Have your head in the clouds ( 1393/09/9 )
» 12 کانال یوتیوب برای یادگیری مکالمه زبان انگلیسی ( 1393/09/8 )
» United Kingdom vs. Great Britain ( 1393/09/8 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - نکات کاربردی در دنیای واقعی ( 1393/09/7 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - نکات کاربردی در دنیای واقعی ( 1393/09/7 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - آموزش گرامر کاربردی ( 1393/09/6 )

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

کلمات کلیدی


درباره ما


تمامی فعالیت های آموزشی به سایت www.triggerpnu.ir انتقال یافت.
کپی فقط با ثبت صلوات و ذکر منبع مجاز می باشد.
با تشکر

Triggerpnu@gmail.com


Phone: 0938-846-2393

ایجاد کننده وبلاگ : Ali Reza Amiri

فرم تماس با ما
تریگر پی ان یو - تریگر پی ان یو


اصول ترجمه

حسن بشیرنژاد مقدمه
در این واحد درسی ابتدا با تعریف ترجمه و نقطه نظرات اندیشمندان در مورد ترجمه آشنا می‌شوید. پس از آن به تاریخچه مختصری از ترجمه و علل ترجمه می پردازیم و انواع ترجمه را از دیدگاه ترجمه شناسان و زبانشناسان بیان می‌كنیم . در دنباله، ویژگیهای یك ترجمه و مترجم خوب را مرور می كنیم و در پایان نیز ضمن طرح مسأله نسبیت زبانی به مسائل و مشكلات ترجمه ، مسائل سبكی ، مشكلات ترجمه ‌ادبی و ترجمه‌‌ناپذیری می‌پردازیم.
قبل از هر چیز لازم است تا به خود واژه ترجمه (translation ) و مشتقات آن بپردازیم. ترجمه عمل تغییر یك متن یا گفتار از یك زبان به زبان دیگر است. این تنها تعریفی ابتدایی و عامیانه از لفظ ترجمه است. شخصی كه عملاً درگیر كار ترجمه است را مترجم (translator) می‌نامند و علمی كه اصول و روش ترجمه را مورد مطالعه قرار می‌دهد علم ترجمه شناسی translatology)) نامیده می‌شود و شخصی كه آگاه به این علم بوده و یا‌ آن را مطالعه می‌كند ترجمه­شناس (translatologist) اطلاق می‌گردد.
معمولآً در ترجمه، ما با دو زبان سرو كار داریم و در نتیجه مقایسه و مقابله دو زبان مطرح می­شود. بنابراین، می‌توان گفت كه ترجمه­شناسی بخشی از زبان شناسی مقابله­ای (contrastive linguistics) است.
زبانی كه در آن زبان كار ترجمه را شروع می‌كنیم معمولاً زبان اول/ مبدأ (language1= L1 یا Source language = SL) نامیده می­شود و زبانی كه ترجمه به آن ختم می شود زبان دوم/ مقصد (language 2=L2 یا Target language =TL ) نامیده می­شود.
علاوه بر واژه translation از واژه دیگری نیز برای ترجمه استفاده می شود كه آن واژه interpretation است كه به معنی ترجمه، تعبیر یا تفسیر می باشد و شخصی كه این كار را انجام می‌دهد مترجم یا مفسر (interpreter ) نامیده می شود. امروزه واژه interpreter بیشتر برای مترجمان شفاهی و همزمان به كار می‌رود.

تعریف ترجمه و نقطه نظرات مختلف در این باره
برای واژه « ترجمه» تعاریف مختلفی از سوی متخصصان فن بیان شده است كه در اینجا به اختصار چند مورد را بررسی می‌كنیم.
جان كتفورد (Catford, 1965 ) ترجمه را این­گونه تعریف می كند:
»Translation is the replacement of textual material in one language by equivalent textual material in another language«
ترجمه جایگزینی مواد متنی است در یك زبان (زبان مبدأ) با مواد متنی معادل در زبان دیگر (زبان مقصد).
یوجین نایدا (E. Nida) نیز ترجمه را چنین تعریف می كند:
«ترجمه عبارت است از پیدا كردن نزدیكترین معادل طبیعی پیام زبان دهنده در زبان گیرنده، نخست از لحاظ معنایی و دوم از لحاظ سبك»
پیترنیومارك (P. Newmark) نیز می گوید:
«ترجمه فنی است كه یك پیام نوشتاری در زبانی را با همان پیام در زبان دیگر جایگزین می‌كند»


ورنر وینتر (Werner Winter ) می گوید:
« ترجمه كوششی است در جهت جایگزینی یك تجربه و یا فرمول خاصی از جهان پیرامون به زبان دیگر»
سروانتس(Cervantes ) معتقد است:
« یك ترجمه مثل پشت قالی فقط می تواند طرح كار را نشان دهد»
كولی (Cowley ) هم در دفاع از ترجمه آزاد خود می گوید:
«... ترجمه كلمه به كلمه و یا خط به خط به این می ماند كه دیوانه‌ای حرفهای دیوانه‌ای دیگر را نقل كند.»
و یك ضرب‌المثل ایتالیایی هم كاملاً ترجمه را خیانت می‌داند:
Traduttore,Traditore
مترجم خائن است
می بینیم كه تعریف دقیق و فنی ترجمه كار چندان ساده‌ای نیست و بیشتر تعریف‌هایی كه تاكنون به دست داده شده‌اند غالباً‌ آن قدر كلی و نظری است كه عملاً هیچ گرهی از مشكلات مترجمان در كار ترجمه نمی‌گشاید.
هر مترجم پس از سالها ترجمه، تعریف تازه‌ای از كار ترجمه استنباط می كند كه باز هم اغلب برای خودش قابل فهم است و نمی تواند هیچ‌گونه رهنمود عملی در اختیار مشتاقان كار ترجمه و مترجمان تازه كار قرار دهد.
اگر ترجمه را به صورت برگردان نوشته یا گفته‌ای از یك زبان به عنوان زبان مبدأ ، به زبان دیگر یا زبان مقصد تعریف كنیم، مطلوب‌ترین نوع این برگردان زمانی تحقق می یابد كه تأثیر آن نوشته یا گفته در خواننده یا شنوندة زبان مبدأ به خواننده یا شنونده زبان مقصد نیز منتقل شود. به عبارت ساده تر، ترجمه عبارت است از برگردان متنی از زبان مبدأ به زبان مقصد بدون كوچكترین افزایش یا كاهش در صورت (Form‌) یا معنی (meaning ) .این تعریف اگر چه دقیق است اما عملی نیست زیرا هیچ پیامی را نمی‌توان بدون تغییر در صورت و معنی از زبانی به زبان دیگر منتقل كرد. این مسئله به ساختارهای متفاوت زبانها بر می‌گردد كه در بحث نسبیت زبانی مفصل‌تر مورد بحث قرار می‌گیرد.
مختصری از تاریخچه ترجمه و علل آن
به گفته پیتر نیومارك(1988) اولین ردپای ترجمه را می‌توان در سه هزار سال قبل از میلاد و دوران پادشاهی مصر باستان دید كه نوشته‌هایی به دو زبان در منطقه الفاتین(Elephantine ) یافت شده است. لازم به ذكر است كه نظیر این نوشته‌ها به دو زبان به صورت سنگ و یا نوشته‌های روی پوست از پادشاهان ایرانی قبل از میلاد نیز یافت شده و موجود می‌باشند.
اما شروع ترجمه به صورت رسمی به حدود سال 240 قبل از میلاد برمی‌گردد. در آن زمان شخصی به نام لیویوس آندریكوس (Livius Andricus ) متن « ادیسه» اثر هومر را از یونانی به لاتین برگرداند. در قرن دوم قبل از میلاد نیز ترجمه تورات توسط هفتاد تن از علمای یهودی به منظور رفع نیازهای جامعه یهودی اسكندریه كه به زبان لاتین تكلم می‌كردند انجام شد. ترجمه انجیل نیز به زبانهای لاتین، سریانی ، قبطی و ارمنی كمی بیشتر از آن شروع شده بود كه این نوع ترجمه‌ها عمدتاً ترجمه‌های « كلمه به كلمه» بودند . تنها جرم قدیس (Saint Jerome ) یك ترجمه تحت‌الفظی از انجیل در قرن چهارم میلادی به عمل آورد كه بسیار مورد انتقاد مترجمان و مذهبیون واقع شد. در واقع همین انتقادات و مخالفت‌ها سرآغاز بحث بر سر شیوة ترجمه و لزوم تعیین اصول و مبانی ترجمه شد.
در قرون وسطی( قرن چهارم تا چهاردهم) ترجمه در اروپای غربی منحصر به مباحث، مقالات و متون مذهبی بود.
در قرن نهم و دهم میلادی در بغداد مركزی به نام « دارالحكمه» دایر شد كه در واقع مركز ترجمه آثار كلاسیك یونانی به زبان عربی بود و عدة زیادی از این مترجمان ایرانی‌الاصل بودند.
در قرن دوازدهم كه با فتح اسپانیا به دست مسلمانان، اسلام و غرب در تماس قرار گرفتند، مركزی برای ترجمه آثار اسلامی به زبان لاتین و آثار یونانی به عربی در آنجا دایر شد.
با پیدایش رنسانس پرداختن به كار ترجمه در جوامع فرهنگی اروپایی غربی از هر سو رواج گرفت در این دوران، ترجمه انجیل از مسائل و معضلات عمده به شمار می رفت. اولین ترجمه كامل از انجیل به زبان انگلیسی توسط ویكلیف بین سالهای 1380 تا 1384 میلادی به عمل آمد.
تا قبل از قرن نوزدهم عمدة مطالب ترجمه شده به مسائل مذهبی، ادبیات، یا فلسفه مربوط می‌شوند. در قرن نوزدهم ترجمه به عنوان وسیله‌ای یك جانبه جهت ارتباط بین دانشمندان و متفكران دنیا نقش ایفا می‌كرد و قرن بیستم نقش ترجمه به مراتب بیشتر شد، تا جائی كه آن را « عصر ترجمه » لقب دادند.
امروزه ترجمه ابزاری است برای:
- آگاهی از آخرین دستاوردهای علمی و فنی
- تبادل اطلاعات فرهنگی، هنری و ادبی
- آگاهی از اوضاع سیاسی و اقتصادی جهان
- مبادلات اقتصادی و تجارت
- آگاهی از افكار و اندیشه‌های پیشینیان و گذشتگان

ترجمه در ایران
كار ترجمه در كشور ما با ترجمه كتابهای درسی دارالفنون آغاز شد . این موسسه آموزشی در زمان عباس میرزا و به پیشنهاد روشنفكران و آزادیخواهان تأسیس شد و هدفش كسب تمدن و علوم مغرب زمین بود و لذا به استخدام معلمین خارجی اقدام كردند. كتب درسی به زبان خارجی در زمینه علوم ، ادبیات ، تاریخ ، پزشکی و مهندسی با کمک همین معلمین تهیه و به فارسی ترجمه می شدند. از آنجایی که محصلین بیشتر به فرانسه اعزام می‌شدند، زبان فرانسه در مملكت رایج شد و با گسترش آن آثار نویسندگان فرانسوی به فارسی ترجمه شد و در كنار آن ترجمه‌هایی از دیگر زبانها مانند آلمانی، روسی ،لهستانی، مجاری، اسپانیایی، پرتغالی ، و انگلیسی نیز به فارسی صورت گرفت.
از نخستین كتابهای ترجمه شده ادبی در آن زمان می‌توان به نمایشنامه مردم گریز مولیر(Mollier ) اشاره كرد كه از فرانسه به فارسی ترجمه شد. در ضمن دو كتاب تاریخی« پطر كبیر» و « شارل دوازدهم» نیز به سفارش عباس میرزا توسط میرزا رضا مهندس به فارسی ترجمه شدند. از آن پس كار ترجمه رونق بیشتری یافت و محمد طاهر میرزا و محمد خان اعتماد‌السلطنه پركارترین مترجمان آن دوره بودند.
پس از جنگ جهانی دوم، زبان انگلیسی جای فرانسه را به عنوان زبان دوم گرفت و گسترش روزافزون یافت. با وجود این، در قلمرو ادبیات هنوز بهترین مترجمان ما اغلب كسانی هستند كه از زبان فرانسه ترجمه كرده اند و نمونه بارز آن « محمد قاضی» است.

انواع ترجمه از دیدگاه زبان‌شناسان و ترجمه‌شناسان
آبراهام كولی(A. Cowley) ، شاعر انگلیسی قرن هفدهم، شخصی است كه اشعار پیندار (Pindar ) شاعر كلاسیك یونانی را به انگلیسی ترجمه كرده است. تا آن زمان اصولاً همه پای بند به ترجمه «كلمه به كلمه» بودند و كولی كه این سنت را شكسته بود سخت مورد انتقاد واقع شد . كولی در پاسخ به این انتقادها می‌گوید:
« هر كسی شعرهای پیندار را كلمه به كلمه ترجمه كند بدان می‌ماند كه دیوانه‌ای سخن دیوانه‌ای را نقل كرده باشد. بنابراین در ترجمه آثار او ، من آنچه را خواسته‌ام به متن افزوده‌ام و آنچه را كه زاید دانسته‌ام حذف كرده‌ام.
درایدن (Dryden ) شاعر انگلیسی هم عصر كولی در نقد ترجمه كولی، دست به تقسیم بندی انواع ترجمه می زند و ترجمه كولی را در یكی از این دسته‌ها قرار می‌د‌‌هد و آن را ترجمه جعلی و ساختگی یا به اصطلاح(imitation ) می‌نامد. درایدن ترجمه را بر سه قسم می‌داند:
1- metaphrase : كلمه در برابر كلمه و عبارت در برابر عبارت قرار می‌گیرد (بنابراین فقط صورت حفظ می شود).
2- paraphrase : ترجمه‌‌ای كه مترجم مفهوم اصلی متن را در نظر دارد و برای رساندن این مفهوم گاه تفسیرهایی بر آن می‌افزاید (بنابراین مفهوم حفظ می شود اما صورت نه).
3-imitation : مترجم نه به كلمه وفادار است و نه به مفهوم، بلكه فقط برای حفظ «روح كلی مطلب» آنهم به گونه ای كه خود در یافته، هرگونه تصرفی در متن به عمل می‌آورد و ترجمه كولی از این دسته است.
پس از درایدن ، زبانشناسان معاصر تقسیم‌بندیهایی از انواع ترجمه به عمل آورده اند.
چنانكه قبلاً‌ اشاره شد كتفورد ترجمه را جایگزینی مواد متنی زبان مبدأ با مواد متنی معادل از زبان مقصد می‌داند اما از این جایگزینی همیشه یك ترجمه خوب حاصل نمی شود زیرا یك ترجمه به نظام‌های زبان مبدأ و مقصد، هدف مترجم از ترجمه متن، مخاطب یا خواننده متن و نوع سبك و سیاق متن مورد ترجمه بستگی دارد و انتخاب یك ترجمه از میان ترجمه‌های مختلف نیز باید با در نظر گرفتن این عوامل صورت گیرد.
الف) از نظر میزان(extent ) متن مورد ترجمه آن را به دو نوع ترجمة كامل (full translation ) و ترجمه نسبی / غیر كامل translation) partial ) تقسیم بندی می‌كند.
در ترجمه كامل، كلیة عناصر متن مبدأ بدون استثناء با عناصر زبان مقصد جایگزین می‌گردد ولی در ترجمه غیر كامل قسمتی از متن زبان مبدأ جایگزین نشده باقی می ماند و به همان صورت اصلی نوشته می‌شود. برای مثال وقتی یك متن گرامر انگلیسی را به فارسی ترجمه می‌كنیم گاهی اصطلاحات دستوری و مثالهای آن را به صورت انگلیسی (جایگزین نشده) می‌نویسیم. به عنوان یك تمرین دو متن زیر را به فارسی ترجمه كنید:
1- "Let's" usually expresses a suggestion and is reported by the verb "suggest" in indirect speech.
e.g.: He said, "Let's leave the case at the station"
He suggested leaving the case at the station.

2-The word "Paper" derives from "Papyrus" which is the name of a plant and was used for writing in old Egypt.


ب) ترجمه از نظر سطح (level ) توصیف زبانی به دو گروه ترجمه کلی (total) و ترجمه محدود (restricted ) تقسیم‌بندی میشود. می‌دانیم كه هر زبان در چند سطح مورد مطالعه قرار می گیرد كه عبارتند از:
واج شناسی(phonology ) ، واژه‌شناسی(morphology ) ، نحو (syntax)، معناشناسی (semantics ) و رسم الخط (graphology ) . در ترجمه كلی، زبان مبدأ در همه سطوح توسط زبان مقصد جایگزین می شود مثال:
Translation is a branch of contrastive linguistics.

ترجمه شاخه ای از زبان شناسی مقابله‌ای است.
اما در ترجمه محدود امر جایگزینی در همة سطوح اعمال نمی‌شود. به نمونه زیر توجه كنید.
The fibroma is a tumor that often arises in the gastrointestinal tract.
فیبروما نوعی تومور است كه اغلب در لوله گوارش ظاهر می شود.
در اینجا واژه‌های مشخص شده تنها از نظر رسم‌الخط و تا حدودی تلفظ دچار دگرگونی شده‌اند و به طور كامل با واژه های معادل در زبان مقصد جایگزین نشده‌اند و بنابراین در همه سطوح جایگزینی اعمال نشده است.
تمرین: كدامیك از ترجمه‌های زیر كلی و كدام محدود است؟ چرا؟
Phonology is the study of the sound system of a language.
1- فونولوژی عبارت است از مطالعه سیستم صوتی زبان
2- واج شناسی عبارت است از مطالعه سیستم صوتی زبان
3- واج شاسی عبارت است از مطالعه نظام صوتی زبان.
ج) ترجمه از نظر ردیف (rank ) ساختمان زبانی به سه دسته آزاد (free ) ، وابسته به ردیف (rank– bound ) و تحت‌الفظی (literal ) تقسیم می‌شود.
منظور از ردیف، ردیف های سلسله مراتبی است كه عناصر ساختمانی زبان در چهارچوب متن در آنها آرایش می‌یابند. در این سلسله مراتب، عناصر هر ردیف از یك یا چند عنصر مافوق خود تشكیل می‌یابند.
پائین‌ترین ردیف «كلمه» و بالاترین ردیف «متن» است.
كلمه / واژه word
گروه / عبارت group/phrase
بند clause
جمله sentence
متن text

ترجمه آزاد: در ترجمه آزاد، مترجم پیام متن مبدأ را صرف نظر از آرایش ردیفی زبان مبدأ به صورت آزاد در چهارچوب زبان مقصد ترجمه می كند. آنچه در این ترجمه معیار و ملاك قرار می‌گیرد پیام ، مفهوم و منظور متن مبدأ می‌باشد و نه نوع كلمات ، تعداد كلمه‌ها و جمله‌ها و غیره. بنابراین در ترجمه آزاد، متن ترجمه شده ممكن است از نظر تعداد كلمات و جمله‌ها و عبارات با متن مبدأ برابر نباشد. برای مثال عبارت فارسی «خداحافظ» بدون توجه به نوع و تعداد و معنی كلمات به Good – bye ترجمه می شود و عبارت « دست شما درد نكند» به عبارت «thank you » ترجمه می‌شود.
ترجمة وابسته به ردیف: در این نوع ترجمه، مترجم آرایش ردیفی متن مبدأ را حفظ می‌كند و كلمه را به كلمه، عبارت را به عبارت، و جمله را به جمله ترجمه می كند. این نوع ترجمه را اصطلاحاً ترجمه « كلمه به كلمه» word- for- word Translation) ) نیز می نامند. برای مثال ترجمه «كلمه به كلمه» واژة خداحافظ به صورت (God protector ) در می‌آید كه از نظر مفهومی ترجمه مناسبی نیست. البته ترجمه وابسته به ردیف ( كلمه به كلمه) همیشه منجر به پیدایش ترجمه نامقبول نمی­شود.
ترجمه تحت‌الفظی: در این نوع ترجمه، مترجم تا حدودی كلمه به كلمه عمل می‌نماید ولی گاهی برای بهتر رساندن پیام، كلمات یا عناصری را به زبان مقصد می‌افزاید. برای نمونه می‌توان گفت ترجمه تحت‌الفظی عبارت « خداحافظ» در انگلیسی می شود:
.God protect you
كه نه ترجمه كلمه به كلمه است (زیرا كلمه you به ترجمه اضافه شده است ) و نه ترجمه آزاد است (زیرا در انگلیسی این مفهوم را با Good- bye بیان می‌كنند).
تمرین : تعاریف زیر كه به زبان انگلیسی بیان شده‌اند مربوط به یكی از انواع ترجمه می‌باشند. شما نام آن نوع ترجمه را در مقابل هر تعریف بنویسید.
1) The entire SL text is replaced by TL text material.
2) Some parts of the SL text are left untranslated.
3) This translation Lies between the two extremes of free and rank- based.
4) A total translation in which equivalences shift freely up and down the rank scale.
5) A total translation in which the selection of TL equivalents is deliberately confined to one rank, in the grammatical units.
6) Translation in which all levels of SL text (grammar, lexis , Phonology….) are replaced by TL material.
7) Replacement of SL textual material by equivalent TL textual material, not at all levels.


انواع ترجمه از نظر پیتر نیومارك(Peter Newmark )
نیومارك(1981) در بحث از انواع ترجمه ، به دو نوع ترجمه اشاره می‌كند؛ ترجمه معنایی(Semantic translation) وترجمه پیامی(Communicative )، كه می‌توان آنها را تا حدودی به ترتیب با ترجمه «كلمه به كلمه» و » ترجمه آزاد» كت‌فورد مطابقت داد. در اینجا به نقل گفته های نیومارك در مورد این دو نوع ترجمه می پردازیم:
- Communicative translation attempts to produce on its readers an effect as close as possible to that obtained on the readers of the original.
- Semantic translation attempts to render, as closely as the semantic and syntactic structures of the second language allow, the exact contextual meaning of the original.
چنانكه قبلاً متذكر شدیم، ترجمه معنایی بیشتر با ترجمه ( كلمه به كلمه) و یا شاید تحت‌الفظی كت‌فورد شباهت داد كه در آن مترجم نه تنها مفهوم متن مبدإ را نشان می‌دهد بلكه نحوة بیان نویسنده اصلی یعنی آرایش و ساختار نحوی را نیز حفظ می‌كند. در ترجمه پیامی ، مترجم تنها پیام اصلی را مد نظر قرار می‌دهد آنچه را كه خودش از متن اصلی درك می كند . در قالب متن مقصد عرضه می‌كند و به شیوه بیان متن اصلی توجه ندارد.
تمرین:
1- در جاهایی كه تازه رنگ / نقاشی شده است علامت انگلیسی«wet paint » نصب می شود تا مردم رنگی نشوند . این عبارت را یك بار به طور معنایی و یك بار به صورت پیامی ترجمه كنید و بگوئید كدامیك در فارسی مقبول‌تر است.
2- عبارت فارسی زیر را در نظر بگیرید:
«‌استعمال دخانیات ممنوع»
دو ترجمه برای این جمله به انگلیسی ارائه شده است شما ضمن تعیین نوع آنها را در فارسی باهم مقایسه كنید
- It is forbidden to use tobacco products
- No smoking
3-عبارت زیر را به دو صورت معنایی و پیامی‌ ترجمه كنید و آنها را با هم مقایسه كنید.
- It was as dark as coal
4- جمله انگلیسی زیر بخشی از داستان Animal Farm نوشته Orwell George است. آن را به صورت پیامی به فارسی ترجمه كنید.
- They knew every inch of the farm
5- جملات و عبارات زیر را به صورت معنایی ترجمه كنید. آیا حاصل ترجمه در فارسی مقبولیت دارد؟
-to kill time
- to rise the price
- to play with someone's feeling
- to break the silence
- golden hair
- to die of hunger
ویژگی های یك مترجم خوب
درباره یك مترجم خوب نظرات زیادی ارائه شده است. در نگاه اول به نظر می‌رسد كه یك مترجم خوب باید به دو زبان تسلط كامل داشته باشد اما این به تنهایی كافی نیست. برخی، علاوه بر تسلط به دو زبان ، بعضی مهارتها و ویژگی‌های دیگر را نیز برای مترجم خوب برشمرده­اند. برای نمونه ناباكوف می­گوید: استعداد نویسندگی مترجم باید در حدود استعداد كسی باشد كه اثرش را ترجمه می­كند. نایدا نیز می‌گوید: كسی كه نتواند اثر قابل ملاحظه‌ای بنویسد بعید است بتواند اثر قابل ملاحظه‌ی ترجمه كند. یك مترجم خوب باید مثل یك هنرپیشه خوب به كلمات حیات و حركت ببخشد، مترجم حتماً باید خودش نویسنده باشد».
اما متأسفانه چنانكه جان دان(John Donne ) می گوید اكثر مترجمان ما كسانی هستند كه چون نمی‌توانند بنویسند به ترجمه روی می‌آورند.
اتین دوله(Etienne Dollet ) درباره ویژگی‌های یك مترجم خوب می گوید:
- مترجم باید محتوای متن و قصد نویسنده را بخوبی درك كند.
- مترجم باید از دانشی وسیع در زبان مبدأ و مقصد برخوردار باشد.
- مترجم باید از ترجمه لفظ به لفظ كه هم به مفهوم متن اصلی و هم به زیبایی آن لطمه وارد می كند بپرهیزد.
- مترجم باید شكل‌های گفتاری رایج و متداول در دو زبان را بشناسد و به كار گیرد.
- مترجم باید از طریق انتخاب و ترتیب مناسب كلمات ، تأثیری همه جانبه و لحنی مناسب متن اصلی به ترجمه ببخشد.
According to Newmark , Cicero(106-43 B.C) believed that:
" … a translator must be either an interpreter or a rhetorician and who knows an interpreter's knowledge is not equaled to bilingualism, and that the rhetorician is not only one who looks things superficially but one who sees through things " (Newmark:1981)
فرزانه فرحزاد می‌گوید: « امروزه بسیاری از صاحبنظران بر این عقیده كه مترجم خوب كسی است كه به زبان مبدأ ( زبانی كه از آن ترجمه می‌شود) و زبان مقصد (زبانی كه به آن ترجمه می‌شود) و موضوع متن مورد ترجمه احاطه داشته باشد».
پیتر نیومارك (1988 ) می گوید:
"A translator requires a knowledge of literary and non – literary textual criticism, since he has to assess the quality of a text before he decides how to interpret and then translate it. there are differences between literary and technical translation. The technical translator is concerned with content and the literary translator, with form. A technical translation must be literal; a literary translation must be free"

پازارگادی نیز ویژگی‌های یك مترجم خوب را 1- تسلط به زبان مادری 2- تسلط به زبان خارجی 3- تشخیص اختلافات دو زبان ذكر می كند.

ویژگی‌های یك ترجمه خوب
Mollanazar (2001) says:
"A good translation is one which conveys the same message accurately , naturally and clearly"
دلی فیتس (Duddly Fits) می گوید:
"ترجمه خوب عبارت است از نزدیك‌ترین معادل در زبان مترجم برای مطلب مورد ترجمه، با حفظ مشخصات متن اصلی تا آنجا كه ظرفیت زبان اول ایجاب كند و عجیب و دور از ذهن ننماید."
موریس نادو (Maurice Nadeau ) معتقد است:
« یك ترجمه خوب در درجه اول باید ترجمه گون نباشد، به عبارت دیگر مترجم با سلاست و روانی و حفظ كیفیات متن اصلی آن را به زبان دوم برگرداند"
نورتروپ فرای (Northrop Frye ) می‌گوید:
" ترجمه خوب آن است كه مفاد متن اصلی را بازگو كند. نوع دیگر ترجمه نیز وجود دارد كه خلق دوباره متن است و بنابراین می‌‌توان آن را اثری مستقل و جداگانه محسبو ب كرد».
ارنست سمیونز (Ernest Simmons ) نیز می‌گوید:
« ترجمه خوب، ترجمه‌ای است كه مفهوم و پیام متن اصلی را به علاوه فرم ( شكل بیان ) تا سر حد امكان حفظ كرده باشد».
طاهره صفارزاده می گوید یک مترجم خوب آن است که دارای چند ویژگی باشد :
1- مفهوم متن اصلی را برساند .
2- لحن نویسنده در آن حفظ شده باشد .
3- مترجم زبان خاص و متناسب را دریافته باشد . ( سبک )
4- واژگان درست و دقیق را انتخاب کرده باشد .
5- متن ترجمه شده از نظر دستوری با متن اصلی تطابق داشته باشد.
6- در برگرداندن جملات طول کلام نویسنده رعایت شده باشد .
7- به علایم نگارشی و نقطه گذاری توجه شده باشد .

یوجین نایدا ( 1974) می گوید :
«ترجمه خوب ترجمه ای است که در آن مترجم توانسته باشد برای متن زبان مبدا نزدیکترین و مصطلح ترین معادل را در زبان مقصد بیابد . در چنین ترجمه ای نخست انتقال درست معنا مهم شمرده می شود و سپس رعایت سبک ».

Dryden ( 1631- 1700) says :
a . the translator must understand the language of the author.
b . the translator must be familiar with the author's thoughts.
c . the translator must look into himself to conform his genius to that of the author's .
d . if the thoughts in the translator's language and those of the author's are identical, then rendering would occur smoothly.
e . if the thoughts in the translator's language and those of the author's are not identical , then redressing is required .

اگر بخواهیم مجموع نظرات گفته شده درمورد یک ترجمه خوب را به شکل خلاصه در آوریم باید بگوییم که یک ترجمه خوب باید از دو ویژگی برخوردار باشد :
1- ترجمه خوب باید دارای دقت / صحت (accuracy) باشد، یعنی ترجمه باید دقیق باشد و دقیقآ همان معنا ، مفهوم ، سبک و لحنی را داشته باشد که متن اصلی دارد .
2- ترجمه خوب باید از سلاست و روانی (fluency) برخوردار باشد ، یعنی باید روان و طبیعی باشد و به اصطلاح جملات آن مصنوعی نبوده و بوی ترجمه نداشته باشد . به عبارت دیگر زمانی که یک گویشور زبان مقصد آن ترجمه را می خواند آن را به عنوان یک نوشته طبیعی در آن زبان قبول داشته باشد .
معمولآ صحت یک ترجمه را یک گویشور زبان مبدإ می تواند بسنجد و روانی یک ترجمه را یک گویشور زبان مقصد تعیین می کند .
تمرین:
در اینجا جملاتی از صاحبنظران در مورد ترجمه نقل شده است . ضمن مطالعه­ی این جملات آنها را به فارسی برگردانید.
-«something new must be added to translations to accommodate for inevitable losses » (Steiner, 1966)
-« some translators , having faced the intolerable atrocities and having been tired of the injustices of their own communities , have found tranquility in translation to keep themselves away from the tormenting currents . Julia Zulawski΄s statement is interesting ; « In 1950, I started translating to run away from our century for a while ». This statement implies that you do not have to satisfy others ΄ curiosities but your own desire is sometimes a priority« (Mac Shane, 1971)
- « the inexperienced young writers can learn from translations carried out by great translators of great writers and thinkers of great eras ». (Mac Shane. 1971)

- « translation of a literary work is as tasteless as a stewed strawberry. (Harry Smith, 1959)
- « Almost all translations are bad ». (Max Eastman)
- « poetry is of so subtle a spirit that in pouring out of one language into another, it will all evaporate ». (Denham)
- « the literal translation is a lie, it is a fake and a fraud » (Burton, 1973)
- « translation is a customs house through which passes, if the custom officials are not alert , more smuggled goods of foreign idioms than through any other linguistic frontier » (Julia Casares , 1956)
- « we must learn to depend not whole on any man's translation. (George Joey, 17th century)
- «A good translation takes us a very long way ». (Goethe, 19th century)
- « Translation is a sin ». (Grant Showerman. 1916)
- « Translation from one language into another is like gazing at a tapestry with the wrong side out » . (Cervantes, 17th century)
- « Poetry cannot be translated ». (Samuel Johnson, 18th century)
- «Translation is like a woman, if it was beautiful, it could not be faithful ».
- « Few readers will get as much out of the originals as they would from a good translation ». (Elsa Gress, 1971)
- « I sometimes suspect that the universe is nothing but a translation from God's original and this is the reason that everything here is topsy- turvy . My cabalist theory is that Almighty trusted Satan to translate his creation and it was published before he could correct it ». (Isaac Bashevis)
- « Translation undresses a literary work, shows it in its true nakedness. An author can fool himself in his own language, but many of his shortcomings become clear to him in another language. Translation tells the bitter truth. It unveils all masks ». (Isaac Bashevis)

مسائل و مشکلات ترجمه
مسائل و مشکلاتی که پیش روی ترجمه است را می توان به دو گروه تقسیم بندی کرد : گروه اول مشکلات مربوط به خود مترجمان است و گروه دوم مشکلاتی است که به ماهیت زبانها و اختلافات ذاتی آنها برمی گردد .
گروه اول : مشکلات مترجمان
از مجموع نظرات صاحبنظران در مورد ویژگیهای ترجمه و مترجم خوب می توان چنین نتیجه گرفت که یک مترجم کارآمد باید به زبان مبدا ، مقصد و موضوع ترجمه تسلط کامل داشته باشد و عده ای نیز معتقدند که یک مترجم خوب باید از استعداد نقد و و نویسندگی نیز برخوردار بوده و اطلاعات زبان شناسی هم داشته باشد ، اما چنانکه جان دان ( J. Donne) می گوید، متاسفانه اکثر مترجمان ما کسانی هستند که چون نمی توانند بنویسند به کار ترجمه روی آورده اند.
کمتر مترجمی را می توان پیدا کرد که بر هر دو زبان تسلط کافی داشته باشد . علاوه بر آن، بسیاری از افرادی که بنا به دلایلی بر دو زبان تسلط کافی دارند ، تحصیلات دانشگاهی و ذوق کافی برای ترجمه ندارند . ترجمه، علاوه بر تسلط کافی به دو زبان مستلزم علاقه ، ذوق و استعداد نیز می باشد و جمع شدن همه این ویژگیها در یک فرد به ندرت اتفاق می افتد .
آموزش ترجمه در دانشگاهها نیز با مشکلات عدیده ای روبروست . متاسفانه دانشجویان زمانی دروس ترجمه را می گذرانند که در مورد خود زبان انگلیسی اطلاعات کافی ندارند و هنوز در مورد واژه­ها و ساختارهای ساده انگلیسی دچار مشکل هستند . علت این امر این است که تا کنون زبان خارجه مرتبه مستقلی در آزمون ورودی دانشگاهها نداشت و دیپلمه ریاضی ، تجربی و انسانی می توانستند وارد این رشته شوند و گا هاً این انتخاب نه از سر علاقه ، که از سر ناچاری بود .
از طرف دیگر ، بسیاری از دانشجویان فارسی زبان که درس اصول و ترجمه را می گذرانند فکر می کنند که مشکلات فقط مربوط به زبان انگلیسی است در حالیکه اکثر آنها با ساختار و ترکیبات زبان فارسی نیز آشنایی کافی ندارند و از اصول نگارش فارسی نیز خیلی کم می دانند و به قول دکتر صفوی گناه بی سوادی شان را بر گردن زبان فارسی می اندازند .
همین عوامل باعث می شود که امروزه شاهد ترجمه هایی باشیم که نه شباهتی به زبان فارسی دارند و نه می توان چیزی از آنها فهمید .
گروه دوم : مشکلات مربوط به ماهیت زبان
مسئله تفاوت بین زبانها برای اولین بار از سوی یک فرد مردم شناس بنام مالینفسکی (Malinovsky) مطرح شده . او که به مطالعه فرهنگ و زبان یک قبیله بومی در جزیره تروبریاند Trobereyand مشغول بود متوجه شد که آنها برای برخی مفاهیم ، از جمله حرکت قایق در آب ، واژه­های زیادی دارند که برای آنها معادلی در زبان انگلیسی نمی توان یافت و چنین استدلال کرد که برخی از مفاهیم قابل ترجمه از زبانی به زبان دیگر نیستند .این بحث را دو فرد زبانشناس به نامهای ادوارد ساپیر (Edward Sapir) و بنیامین لی ورف ( Benjamin Lee Whorf ) بسط و گسترش دادند و بعداً تحت عنوان نظریه نسبیت زبانی و یا نظریه " ساپیر-ورف" ( Sapir – Whorf hypothesis) مطرح شد . این نظریه معتقد است که تفاوت بین زبانهای دنیا بسیار زیاد است . روح این نظریه را می توان به صورت زیر خلاصه کرد :
«هر زبانی بر حسب علایق گویشوران خود ، محیط زندگی و فرهنگ آنها ، برش خاصی از واقعیت های جهان خارج را انتخاب و نامگذاری می نماید که این انتخاب ها با انتخاب های سایر زبانها یکسان نبوده و از طرف دیگر بر واقعیت های جهان خارج عیناً منطبق نیستند ».
به بیان ساده تر ، این فرضیه می­خواهد بر این مسئله تأ کید کند که زبانهای دنیا به شیوه های متفاوت مفاهیم و مصادیق جهان خارج را نامگذاری می کنند و از این رو اختلافات ذاتی موجود بین زبانها کار ترجمه را بسیار مشکل و ناموفق می سازد . برای نمونه به واژه های مربوط به روابط خویشاوندی ( kinship terms) در فارسی و انگلیسی دقت کنید . با وجود اینکه ، روابط و نسبت های فامیلی در دو جامعه انگلیسی زبان و فارسی زبان یکسان هستند اما تقسیم بندیها و نامگذاریهای این دو زبان با هم تفاوت آشکار دارند. در فارسی برای " برادر پدر" از لفظ " عمو " و برای " برادر مادر " از لفظ " دایی " استفاده می شود . این در حالی است که در زبان انگلیسی برای هر دو مصداق / مفهوم از لفظ واحد یعنی " uncle" استفاده می شود. همین مسئله را در مورد " خواهر پدر = عمه " و " خواهر مادر = خاله " نیز داریم .
فارسی انگلیسی
عمه __________ aunt
خاله __________ aunt
دایی ___________ uncle
عمو ___________ uncle
حال اگر فرزندان دایی ، عمو ، عمه ، و خاله را در نظر بگیریم موضوع پیچیده تر می شود . در فارسی کلماتی مثل پسر عمو ،پسر دایی، دختر دایی، پسر عمه ، دختر عمه ، پسر خاله ،و دختر خاله داریم در حالیکه همه آنها در انگلسیی معادل واژه cousin هستند . با این احوال فرض کنید بخواهید جمله های زیر را از فارسی به انگلیسی یا بر عکس ترجمه کنید :
پسر خاله ام را دیروز در خیابان دیدم .
دختر عمویم رشته حسابداری می خواند .
My aunt bought me a nice present.
He married one of his cousins.

به عنوان نمونه ای دیگر به واژه " پوست " در فارسی دقت کنید . این واژه برای پوشش خارجی بدن انسان ، حیوانات و اشیاء به کار می رود . در مقابل در زبان انگلیسی تقسیم بندی و نامگذاری دقیق تری برای آن وجود دارد .

Skin (انسان و برخی حیوانات)
Shell (تخم مرغ و میوه های مغزدار مثل گردو و فندوق)
Bark (درختان)
Peel (میوه جات)
Ring (مرکبات)
Hide (تمساح-بز-گوسفند-گاو)
Husk(لایه خارجی بذرها و هسته ها )

پوست
این مثال و مثالهای متعدد دیگر نشان می دهند که با وجود یکسان بودن واقعیت های جهان خارج ، هر زبان تصویری متفاوت از این واقعیت ها را به دست می دهد و همین مسئله موجب شد تا ورف ( Whorf) ادعا کند که هر شخصی از دریچه و زاویهء زبان خود به دنیا می نگرد و این ادعا خود منجر به تقویت این ایده فلسفی شد که مفاهیم ذهنی ما تحت تأ ثیر زبان ما هستند و از همینجا گونه افراطی نظریه نسبیت زبانی شكل می­گیرد كه می گوید " زبان ما ، طرز تفکر و ذهنیت ما را تعیین می کند "
"Our language determines our mind"
این نسخه از نظریه نسبیت زبانی به وجود نوعی " جبر زبانی " ( ( linguistic determinismاعتقاد دارد . طرفداران این نظریه، ترجمه را امری تقریباً غیر ممکن می دانند . اکثر اندیشمندان با این مسئله موافقند که زبان ما بر تفکر و اندیشه ما تأثیر می گذارد، اما گونه افراطی این نظریه را قبول ندارند.
به هر حال وجود تفاوت میان زبانهای دنیا را نمی توان منکر شد و این تفاوتها به واژگان زبان محدود نمی شود و ساختا زبانها هم با یکدیگر متفاوتند. به عنوان نمونه ای از تفاوتهای ساختاری زبانها می توان به ساختار هسته و وابسته و یا ترتیب اجزای جمله اشاره کرد.
در برخی زبانها هسته قبل از وابسته می آید و در برخی زبانها برعکس :
Noun Adj Adj noun
فارسی انگلیسی

و یا برخی زبانها ساختار SOV و برخی SVO دارند ، تعداد معدودی نیز ساختار VOS یا VSO دارند . ( O= object , V= verb , S = subject )
تمرین : زبان فارسی و انگلیسی را با هم مقایسه کنید و تفاوتها ی ساختاری این دو زبان را به اختصار و با ذکر مثال ذکر کنید .

در ادامه بحث تفاوتهای واژگانی و ساختاری زبانها اجازه دهید نمونه ای را از زبان فرانسه نقل کنیم : در این زبان دو واژه riviere , fleure به ترتیب اولی به معنای " رودی است که به دریا می ریزد " و دومی به معنای " رودی است که به رود دیگری می ریزد " . در زبان انگلیسی و فارسی نمی توان معادل دقیقی برای آنها پیدا کرد زیرا در این دو زبان رودها بر حسب مقصدشان نامگذاری نمی شوند بلکه بر اساس اندازه نامگذاری می شوند ، مثل stream و river .
باز هم مثالی از زبان انگلیسی : واژه انگلیسی scowl به معنی نگاه کردن است اما هر نگاه کردنی را scowl نمی گویند بلکه نگاهی که از سر عصبانیت و خشم باشد ، یعنی
Scowl= look + angrily
و یا همینطور واژه jerk در انگلیسی : jerk = pull + suddenly حال چطور می توان جمله زیر را به فارسی ترجمه کرد و در عین حال در مقابل هر کلمه انگلیسی تنها یک کلمه معادل از فارسی قرار داد .
The little man jerked down the brim of his hat and scowled at the girl.

تمرین : واژه elope را در یک فرهنگ انگلیسی به انگلیسی بزرگ پیدا کنید. به نظر شما آیا معادلی برای آن در زبان فارسی وجود دارد ؟

مسئله دیگری که باید در ترجمه به آن توجه کرد مسئله همنشینی واژه هاست . ما برای هر واژه در خلاء یا بیرون از بافت ( out of context ) یک معنایی در ذهن داریم اما وقتی این واژه با واژه دیگر در متن همنشین می شود ناگزیریم که معادل دقیق آن را در زبان مقصد پیدا کنیم . برای توضیح مطلب از واژهء ساده old شروع می کنیم :
یک مرد پیر An old man
یک دوست قدیمی An old friend
یک درخت کهنسال An old tree
یک کت کهنه An old jacket

حال به واژه "غلیظ "فارسی دقت کنید .
دود غلیظ thick smoke
آرایش غلیظ heavy make-up
قهوه غلیظ strong coffee
لهجه غلیظ heavy accent
محلول غلیظ concentrated

تمرین : در زبان انگلیسی از واژه wear برای لباس ، کفش ، عینک ، آرایش ، زینت آلات و ..... استفاده می شود در حالیکه در فارسی واژه های متفاوتی برای هر مورد داریم . حال عبارات زیر را به فارسی برگردانید :
Wear a jacket - wear gloves – wear tie – wear shoes- wear a ring wear glasses – wear cosmetics - wear denture.

موضوع دیگر تفاوتهای سبکی بین زبانهاست . گاهی ممکن است که در یک زبان ترتیب خاصی از عناصر واژگانی به کار رود و در زبان دیگر همان عناصر واژگانی با یک ترکیب و سبک دیگر بیان شود . مثال :
انگلیسی فارسی
Sooner or later دیر یا زود Fork and spoon قاشق و چنگال
Law and order نظم و قانون
More or less کم و بیش
Hope and fear بیم و امید
Cheese and bread نان و پنیر

مطلب دیگری که در کار ترجمه مشکل ساز می شود موضوع تفاوتهای فرهنگی است . فرهنگ مجموعه ایست از آداب ، رسوم ، سنت ها ، ارزشها ، باورها ، عقاید و مذهب . برخی مفاهیم وجود دارند که خاص یک فرهنگ و مذهب هستند و چون چنین پدیده یا مفهومی را در زبان مقصد نداریم بنابراین معادلی نیز برای آن نداریم ، مثل واژه های جهاد، اجتهاد ، فتوی ، عاشورا ، سیزده بدر ، چهارشنبه سوری ، هفت سین ، ..... در فارسی و واژه communion , baptism , father , god mother god ، ...... در انگلیسی .
همچنین محیط جغرافیایی و طبیعی که گویشوران یک زبان در آن زندگی می کنند با محیط زندگی سایر گویشوران متفاوت است و این مسئله باعث بروز تفاوتهای واژگانی بین زبانها می شود . برای نمونه قبیله اسکیمو چندین واژه مختلف برای انواع برف دارند که معادلی بر آنها در انگلیسی و فارسی نمی توان یافت . همینطور اعراب واژه های متفاوتی برای انواع شتر دارند که معادلی در فارسی ندارند . در زبان مازندرانی واژه های متنوعی برای انواع باران وجود دارد که فارسی از بیان آن عاجز است .
مشکلات ترجمه متون ادبی
می دانیم که ادبیات و به ویژه شعر در هر زبان از یک نظام خاص تبعیت می کنند . برای نمونه شعر فارسی بر اساس وزن و قافیه و ردیف استوار است و به اصطلاح یک شعر عروضی است . علاوه بر آن تشبیهات ، استعارات ، کنایات و ضرب المثلها و اصطلاحات در هر زبان دارای ویژگیهای خاصی هستند که ترجمه لفظ به لفظ آنها در زبان مقصد بی معنی خواهد بود . علاوه بر آن، برخی عناصر در ادبیات فارسی و به ویژه شعر فارسی موجودند که از آنها به عنوان عناصر ترجمه ناپذیر یاد می کنند . یکی از آنها الگوهای آوایی در شعر فارسی است . به بیت زیر دقت کنید :
رشته تسبیحم ار بگسست معذورم بدار
دستم اندر ساغر سیمین ساق بود
( حافظ )
ویژگی دیگر چند معنایی و ایهام در شعر فارسی است :
آن یکی شیر است اندر بادیه
و آن یکی شیر است اندر بادیه
آن یکی شیر است آدم می خورد
و آن دگر شیر است کادم می خورد .
( مولوی )

بخشی از مفهوم ، احساس و عاطفه ای که شعر فارسی به خواننده منتقل می کند در همین ویژگیهای آوایی و روابط واژگانی نهفته است که به هنگام ترجمه به زبان دیگر از میان می رود و تنها معنای لغوی واژه ها و بیت ها به خواننده زبان مقصد منتقل می شود . شاید به همین دلیل باشد که اکثر صاحبنظران ترجمه شعر را امری بیهوده می دانند .
مسئله دیگر ، نمادشناسی در ترجمه است . در هر زبان بر حسب یک سری باورها و الگوهای آرمانی شده یک سری اشیا یا حیوانات به عنوان نماد و سمبل یک سری صفات و ویژگی قرار می گیرند .
برای نمونه روباه در فرهنگ فارسی نماد مکر و حیله­گری است و شیر سمبول شجاعت و کوه سمبل استقامت است و دو چیز شبیه به هم را به دو نیمه سیب تشبیه می کنند .
به نمونه های زیر از انگلیسی توجه کنید :
به سیاهی شب as black as coal
به شجاعت شیر as brave as a lion به مکاری روباه as cunning as fox
به روشنی اشک چشم as clear as crystal
مثل دو نیمه سیب as like as two beans
به صافی کف دست as flat as a board
مثل گدای سامره mouse as poor as a church
مثل گدای شب جمعه

تمرین : حال معادل عبارات زیر را در فارسی پیدا کنید :
As graceful as a swan
As good as gold
As meek as a lamb
As soft as wax
As plentiful as blackberries
As smooth as velvet

در فارسی جغد سمبل شومی است در حالیکه همین پرنده در انگلیسی نماد زیرکی و باهوشی است .
He is an owl .
در زبان فارسی گاو سمبل " پرخوری " و " شکمبارگی " است در حالیکه در انگلیسی می گویند :
He eats like a horse .
اصطلاحات ( idioms ) نیز از بخشهای مهم هر زبان هستند که ترجمه آنها نیازمند دانش و اطلاعات وسیع در زبان مبدا است . اصطلاح ، از نظر تعریف عبارت یا جمله ایست که نمی توان معنی کل آن را از روی معنی اجزای آن بدست آورد و از این رو فرهنگ لغات نمی توانند کمک شایانی در این زمینه بکنند . اصطلاحات به مانند تک واژه ها دارای معانی ثابت و قراردادی هستند که باید آنها را مثل معنی واژه ها از قبل حفظ بود و یا حداقل به فرهنگ های تخصصی در همین زمینه مثل : فرهنگ اصطلاحات و ضرب المثلها " مراجعه کرد . به نمونه ای از اصطلاحات انگلیسی و معادل آنها توجه نمایید


چیزی بارش نیست he is no scholar بازی در می آره he plays fast and loose
به درد ما نمی خوره it doesn’t serve our purpose
دلم براش تنگ شده I miss him
عقلش قد نمی دهد it's beyond his mind
خوش گذشت did you have a good time ?
زیر قولش زد he went back on his word
خم به ابرو نیاورد he didn’t turn a hair به مادرش رفتهاست she takes after her mother قیامتی بر پا کرد he made a scene چنگی به دل نمی زند it makes no appeal به خودم مربوط است that is my affair جر نزن be fair
مودب باش ! behave yourself! پکرم I feel blue هر چه باداباد ! come what may !
آفرین ! well done ! لطفی در حقم بکن do me a favor

ضرب المثلها نیز در هر زبان به عنوان واحد های تثبیت شده ، قالبی و تغییر ناپذیر قابل ترجمه لفظ به لفظ نیستند و اهل زبان باید معادل آن ضرب المثلها را در زبان مقصد پیدا کنند .
چند نمونه از ضرب المثلهای انگلیسی با معادل فارسی :

- out of sight , out of mind از دل برود هر آنکه از دیده برفت .
- better a good lie, than a harmful truth
دروغ مصلحت آمیز به ز راست فتنه انگیز
- as long as the blanket , so far you may stretch
پایت را به اندازه گلیمت دراز کن
- there is a telepathy among heart
دل به دل راه داره
- he fishes in troubled waters
از آب گل آلود ماهی می گیرد
- killing two birds with one stone
با یک تیر دو نشان زدن
- the face is the index of the heart
رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون
- Knowledge is power
توانا بود هر که دانا بود
- Whenever there is a will, there is way
خواستن و توانستن است
Better late than never -
دیر رسیدن بهتر از هرگز نرسیدن است

تمرین : اصطلاحات و ضرب المثلها ی زیر را به فارسی بر گردانید :
- More catholic than pope.
- Carrying coal to new castle.
- Killing two birds with one stone.
- A bird at hand is worth ten on the bush .
- A burnt child dreads the fire.
- Actions speak louder than words.
- All that glitters is not gold.
- Bird of a feather, flock together.
- A man’s best friend are his ten fingers.
- Charity begins at home.
- No gains, no pains.
- Prevention is better than cure.
Too many cooks spoil the broth. –
- Beat about the bush.
- Make hay while the sun shines.
- Take a leap in the dark.
- Seeing is believing.
- One swallow doesn’t make summer.
- There is no smoke without fire.
- Making mountains out of mole hills.
- It’s never too late to mend.
نمونه سوالات درس اصول و روش ترجمه
1- علم " ترجمه شناسی " زیرشاخه کدام علم است ؟ چرا؟
2- تفاوت واژه های translation و interpretation در چیست ؟
3- تعریف ترجمه از دیدگاه جان کت فورد و پیتر نیومارک چیست ؟
4- آیا ترجمه بدون کوچکترین افزایش یاکاهش درصورت ( form ) و معنی( meaning ) امکان پذیر است ؟ چه چیزی مانع این کار می شود ؟
5- امروزه ترجمه به چه مقاصدی صورت می گیرد ؟ عموماً در گذشته( قبل از قرن نوزدهم )هدف از ترجمه چه بود ؟
6- کار ترجمه در کشورمان از چه زمانی و چگونه آغاز شد و بیشتر از چه زبانی صورت می گرفت ؟
7- انواع ترجمه از دیدگاه درایدن ( Dryden) را نام ببرید ؟
8- کت فورد از نظر میزان ( extent ) متن مورد ترجمه ، ترجمه را به دو گروه تقسیم می کند ، آنها رانام برده و مختصراً توضیح دهید ؟
9- از نظر سطح ( level ) توصیف زبانی کت فورد ترجمه را به دو گروه کلی تقسیم می کند ، آنها را توضیح دهید.
10- از نظر ردیف ( rank ) ساختمان زبانی ، کت فورد ترجمه را بهچند گروه تقسیم می کند آنها را توضیح دهید .
11- با ارائه مثال تفاوت بین ترجمه آزاد ( free) و تحت اللفظی ( literal ) را توضیح دهید .
12- تعاریف زیر به کدام یک از انواع ترجمه اشاره دارند ؟
1- This translation lies between the two extremes of free and rank- based.
2- translation in which all level of SL text ( grammar , phonology ,…..) are placed by TL material .
3- The entire SL text is replaced by TL text material.

13- از نظر نیومارک ( New mark ) ترجمه به دو دسته semantic , communicative
تقسیم می شو ند . ضمن توضیح آنها بگویید که این دو دسته با کدام تقسیم بندی کت فورد قابل قیاس هستند ؟
14- عبارات زیر را به صورت معنایی به زبان فارسی برگردانید . کدام در فارسی قابل قبول است ؟ برای آنهایی که قابل قبول نیستند برگردان پیامی ارائه دهید .
- wet paint !
- kill the time .
- golden hair.
- die of hunger .
- rainbow
- break the silence

15- چند دیدگاه در مورد ویژگیهای یک مترجم خوب را بیان کنید و در پایان دیدگاه خود را بیان کنید .
16- گفته زیر از سیسروcero ) ) در مورد ویژگیهای یک مترجم بیان شده است . هر چه از آن می فهمید را بیان کنید :
" A translator must be either an interpreter or a rhetorician and knows that an interpreter's knowledge is not equaled to bilingualism , and that the rhetorician is not only one who looks things superficially , but one who sees through things"
17- به نظر شما چرا یک مترجم باید نویسنده و منتقد و زبانشناس باشد ؟
18- به نظر افراد مختلف یک ترجمه خوب واجد چه ویژگیهایی می باید باشد و نظر شما در این باره چیست ؟
19- منظور از fluency, accuracy در ترجمه چیست و چگونه می توان این دو ویژگی را سنجید ؟
20- عبارات زیر که گفتارهایی درباره ترجمه هستند را به فارسی روان برگردانید :

1- An author can fool himself in his own language , but many of his shortcomings become clear to him in another language .
2- poetry is of so subtle a spirit that in pouring out of one language into another , it will all evaporate .

21- مسائل و مشکلاتی که پیش روی ترجمه اند چند دسته اند ؟ یک گروه را به اختصار توضیح دهید .
22- نظر به نسبیت زبانی چگونه و توسط چه کسی ابتدا طرح شد و چه کسانی آن را گسترش دادند ؟ خلاصه این نظریه را بیان کنید .
23- چند مورد مثال بیان کنید که نشان دهنده تفاوتهای واژگانی بین فارسی و انگلیسی و تأیید کننده مسئله نسبیت زبانی باشند .
24- گونه افراطی نظریه نسبیت زبانی چه می گوید؟ آیا این نسخه از نظریه مقبولیت عام دارد ؟
25- دو نمونه از تفاوتهای ساختاری انگلیسی و فارسی را با ذکر مثال بیان کنید.
26- منظور از تفاوتهای فرهنگی بین زبانها چیست و با ذکر مثال بگویید که این تفاوتها چه مشکلاتی در ترجمه ایجاد می کنند ؟
27- مشکلات ترجمه متون ادبی چیست ؟ مثال بزنید .
28- نماد شناسی چیست و بیان کنید که آیا نمادها در زبانهای دنیا یکسان هستند ؟ مثال ارائه کنید .
29- آیا ترجمه لفظ به لفظ ضرب المثلها ( proverbs ) و اصطلاهات ( idiom ) همیشه امکان پذیر است ؟ مثال بزنید .
30- معادل ضرب المثلها و اصطلاحات زیر را در فارسی بیان کنید :
- as like as two beans.
- as flat as a board.
- as plentiful as blackberries .
- it's beyond his mind.
- I feel blue .
- that is my affair .
- come what may !
- knowledge is power.
- beat about the bush.
- seeing is believing .

- no pains , no gains.

- charity begins at home .
- more catholic than pope .
- all that glitters is not gold .
- birds of a feather , flock together.


Linguistics and Anthropology - ترجمه از دیدگاه زبانشناسی
تبلیغات

تبلیغات