تبلیغات
وبلاگ رسمی کتابخانه دیجیتال زبان انگلیسی
پرداخت مبلغ خدمات

مبلغ: تومان
نام :
ایمیل :
موبایل :
آخرین مطالب

» دانلود راهنمای کتاب دستور و نگارش ۲ دکتر فریدون وحدانی ( 1394/11/22 )
» دانلود جزوه راهنمای کلیات زبان شناسی (متن و ترجمه) ( 1394/11/8 )
» دانلود خلاصه روش تدریس زبان انگلیسی لارسن ( 1394/11/8 )
» دانلود پاسخ های تشریحی آزمون های کارشناسی ارشد سال ۷۵-۹۳ آموزش زبان انگلیسی ( 1394/10/22 )
» افتتاح رسمی فروشگاه ( 1394/04/8 )
» آموزش نوین لغات حیاتی زبان انگلیسی یکبار برای همیشه (بر روی عکس کلیک کنید) ( 1394/02/16 )
» مروری بر دیدگاه والتر بنیامین در "نظریه ترجمه" ( 1394/02/8 )
» بزرگترین بسته آموزشی زبان انگلیسی ( 1394/01/17 )
» پیشنهاد فوق العاده ( 1393/12/19 )
» به عموم جوانان در اروپا و امریکای شمالی ( 1393/12/4 )
» To the Youth in Europe and North America ( 1393/12/4 )
» ? What are phrasal verbs ( 1393/12/1 )
» the most common English mistakes made by ESL students ( 1393/11/8 )
» نام و مقطع رشته های دانشگاهی به زبان انگلیسی ( 1393/11/8 )
» بسته های زبان انگلیسی-هر انچه شما میخواهید ( 1393/11/3 )
» فروشگاه تخصصی انجمن ( 1393/10/16 )
» دانلود رایگان ( 1393/09/27 )
» آهنگ Best Song Ever از گروه One Direction ( 1393/09/21 )
» ۲۴ پاورپوینت رشته مترجمی زبان انگلیسی ( 1393/09/20 )
» Dr. Seuss ( 1393/09/16 )
» دانلود کتاب Introducing Translation Studies جرمی ماندی ( 1393/09/16 )
» روز دانشجو مبارک ( 1393/09/16 )
» دانلود رایگان نمونه سوالات پیام نور با پاسخنامه ( 1393/09/14 )
» 57 ways to improve your fluency ( 1393/09/10 )
» Have your head in the clouds ( 1393/09/9 )
» 12 کانال یوتیوب برای یادگیری مکالمه زبان انگلیسی ( 1393/09/8 )
» United Kingdom vs. Great Britain ( 1393/09/8 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - نکات کاربردی در دنیای واقعی ( 1393/09/7 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - نکات کاربردی در دنیای واقعی ( 1393/09/7 )
» خودآموز جامع زبان انگلیسی - آموزش گرامر کاربردی ( 1393/09/6 )

آمار بازدید

کل بازدید ها :
بازدید امروز :
بازدید دیروز :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد نویسندگان :
تعداد کل مطالب :
آخرین بروز رسانی :

کلمات کلیدی


درباره ما


تمامی فعالیت های آموزشی به سایت www.triggerpnu.ir انتقال یافت.
کپی فقط با ثبت صلوات و ذکر منبع مجاز می باشد.
با تشکر

Triggerpnu@gmail.com


Phone: 0938-846-2393

ایجاد کننده وبلاگ : Ali Reza Amiri

فرم تماس با ما
تریگر پی ان یو - تریگر پی ان یو


دنیای ضرب المثل و اصطلاحات انگلیسی ۳

JUMP THE GUN انجام دادن کاری یا گفتن چیزی پیش از زمان خودش

My uncle dropped off a Christmas present for me early and I couldn’t wait to open it so I jumped the gun and opened it early

Stop playing innocent خودت رو به موش مردگی نزن

Better a bare foot than no foot at all بهتره که پا برهنه باشی تا اینکه کلا پا نداشته باشی کاچی به از هیچی

Top of Form

Bottom of Form

Keep your shirt on صبور باشید

To Skate on Thin Ice ابلهانه کاری را با ریسک و خطر زیاد انجام دادن

This expression came from foolish people that skated on thin ice. They thought if they skated fast enough, the ice wouldn’t break… )

hit the jackpot یه پول قلمبه بردن

chew someone out با یکی بد حرف بزنی و بشوری بذاریش کنار

Get Out of My Face از جلوی چشمم دور شو When someone is in your face and you think you might get angry, you could say, “Get out of my face,” to help prevent a fight or accident

Pig out Or Eat like a pig پرخوری کردن

Do you know? A fortune that you don’t use, is others wish هیچ می دانی، فرصتی که از آن استفاده نمیکنی آرزوی دیگران است؟

I didn’t have shoes and always I was complaining, but one day I saw a man who didn’t has foot

من کفش نداشتم و مدام شکایت می کردم. تا اینکه روزی مردی را دیدم که پا نداشت

You were greatly missed جای شما واقعا خالی بود

The biter is sometimes bitten دست بالای دست بسیار است

Blind as a bat کور

Without my glasses, I am blind as a bat بی عینک ، واقعاً کورم

Ants in the pants: احساس ناراحتی و ناآرامی کردن

Do you have ants in the pants or what? چیه، کک توی بدنت افتاده؟ :

He/She is a time server اون نون رو به نرخ روز می خوره

Like I’m gonna (going to) believe it تو گفتی و منم باور کردم

Feel free to do so Or Don’t be shy تعارف نکنید

Wishes won’t wash dishes معنی جمله: با آرزو کردن ظرف ها شسته نمیشه معادل پارسی: با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمیشه

It is better to light a candle than to curse the darkness بهتر است که یک شمع روشن کنی بجای اینکه به تاریکی لعنت بفرستی

Cross Your Fingers: To hope that something happens the way you want it to. یعنی اینکه بشینی و امیدوار باشی اونجوری که می خوای میشه

Do you follow me? متوجه حرفام هستی؟

We are just two peas ما خیلی با هم تفاهم داریم

Since when? از کی تا حالا؟ Ex: Since when do I get that important to you? از کی تا حالا اینقدر برات مهم شدم؟

The damage is done کار از کار گذشته

Feel the room جَو رو درک کن

You must have respect for your promises باید بقول خودتان احترام بگذارید

Close your eyes to something

چشم پوشی کردن

Button one’s lips

زیپ دهان خود را کشیدن

Get something off one’s chest

دل خود را خالی کردن

Get up on the wrong side of the bed

از دنده چپ برخاستن

Give someone the cold shoulder

با کسی سرد برخورد کردن

Stand on one’s own two feet

روی پای خود ایستادن

Open a can of worms

آتش در لانه زنبور کردن

Scrape the bottom of the barrel

کفگیر به ته دیگ رسیده

Two heads are better than one

یک دست صدا ندارد

Keep something under one’s hat

تو دل خود نگه داشتن

A bad vessel is seldom broken

بادمجان بم آفت ندارد

White lie

دروغ مصلحت آمیز

Fat Cat

مایه دار

No hard feelings دیگه ناراحت نباش

Thanks all the same در هر صورت متشکرم

get off my back

دست از سرم بزدار

dont give me that : خالی نبند

i am in hot water اوضام بیریخته.تو دردسرم

Who wears pants in your home? چه کسی در خانه ی شما رییس هست؟

that was a close shave :[slang خدا رحم کرد

try no to take your eyes off her سعی کن چشم ازش بر نداری

i am at your service من در خدمت شما هستم

leave it to me بسپرش به من یا اون با من

dont put words in my mouth حرف تو دهن من نزار

the engine packed up! ~ موتور از کار افتاد

To be head over heels in love.

یکدل نه صد دل عاشق شدن

To break bread w I’m fed of with you:از دستت به اینجام رسیده

ith someone.با کسی نان و نمک خوردن

I’m fed UP with you = سیر شدم ازت Also: – I’m up to here with you = به اینجام رسوندی – I’ve washed my hands of you = ازت دست شستم – I’m done with you = مرا با تو کاری نیست دگر – I’ve had enough of your nonsense = باندازه ی کافی از دستت کشیدم – Enough is enough = بسمه دیگه – You disgust me = حالم ازت بهم میخوره

Test the water. تمام جوانب رابسنج/ بررسی کن/ در نظر بگیر

out with it! ~ اعتراف کن ، حرف بزن

The master of coin finds the money => عاقبت،جوینده یابنده است

to rub on a raw nerve. سوهان روح بودن

Drink up! ~ تا ته نوشیدن

what’s done is done ( کاریه که شده

humans are able to mistakes::انسانها جایزالخطا هستند

be in the loop (در جریان کاری بودن ، تو بازی بودن

the apple of sb’s eye نور چشمی

he was hopping mad ~ کُفرش در اومده بود

Filthy rich ~ خرپول

to grown into a… ~ مبدل شدن به

to a man ~ تا آخرین نفر

I can’t stand it نمیتونم تحملش کنم

He always pulls the wool over his friends eyes.

او همیشه سر دوستانش شیره می مالد

Know-it-all = همه-چیز-دان

a fly by night company ~ شرکت بی پروپا و قلابی شرکت هایی که طالب سود آنی هستند

mum’s the word ~ به گوش کسی نرسه،این سخن فاش کردنی نیست

hang on thereقوی باش

you perv me up …. داری منو دید میزنی

shoo away” = چخ کردن (سگ)؛ پراندن (مگس و پرندگان)؛ شو کردن (بز و گوسفند)؛ هی کردن (اسب و خر و گاو)؛ راندن

a bad work man blames his tools. عروس بلد نیست برقصه می گه زمین کجه

wishes dont wash the dishes با حلوا حلوا کردن دهن شیرین نمیشه

no by any manner of means ~ به هیچ وجه،به هیچ نحوی از انحا

a heart to heart talk ~ صحبت بی پرده و صادقانه

you hit the nail on the head ~ زدی تو خال،درست حدس زدی،حدس صائبی زدی

I am out of my depth عقلم قد نمیدهد , سر در نمی اورم

go fly on your sky برو پی کارت

Peeping Tom پسر چشم چران

hung up on someone به کسی دل بستن

Curiosity killed the cat!!! فضولی موقوف

He can pull strings خیلی خرش میره)آدم کله گنده ایه

Jack of all trades master of none:همه کاره و هیچ کاره

It’s no skin off my nose ~ به من چه!،به هیج کجای من بر نمیخورد

be good enough to sign here ~ لطفا اینجا را امضا کنید

words fail me…~ زبونم بند اومد،زبانم از بیان آن قاصر است

he has a big mouth دهن لق است

he is a glutton for work خوره کاره

I couldn’t care less ~ ابدا” اهمیت نمیدهم،به من چه

he’s two timing his girlfriend! ~ به معشوقه اش! (دوست دخترش) خیانت می کند

i was under the impression that… ~ چنین تصور میکردم که

work like a charm (magic) ~ در یک چشم به هم زدن کار میکنه ، مثل جادو هست

through and t keep a civil tongue in your head! ~ حرف دهنت رو بفهم ، درست صحبت کن

hrough ~ کاملا،صددرصد

what’re you driving at?! (informal) ~ منظورت چیه؟

down in the mouth (informal) ~ پکر ،ناراحت ، تو هم بودن

Let sleeping dogs lie (saying) ~ بی جهت شر به پا نکن ، بگذار اوضاع آرام بماند

mark my words (old fashioned) ~ این خط و این نشون ،بالاخره به حرف من میرسی

tell that to the marines (US) ~ به کسی بگو که باور کند ، من که باور نمیکنم

a pain in the neck (informal) ~ شخص بسیار مزاحم،آزار دهنده

he has a mental block ~ ذهنش درگیر است ، فکرش اصلا کار نمی کند

lock, stock and barrel ~ هرچه هست و نیست ، تماما

put it down to experience ~ تجربه میشه واسَت

No dice (US informal) ~ حرفشم نزن

it’s all laid on ~ همه چیز آمادست،روبه راه هست

she passed out ~ از حال رفت ، غش کرد

this restaurant has fallen off ~ این رستوران از رونق افتاده،به خوبی گذشته نیست

i haven’t the faintest idea! (informal) ~ روحم خبردار نیست

oh,give over! (UK old fashioned-informal) ~ دست بردار،ول کن،بیخیال شو

it’s chickenfeed (informal) ~ پول ناقابلی است

paper over the cracks ~ ماست مالی کردن،معایب را پوشاندن

that’s pretty kettle of fish! ~ عجب بساطیه هااا،خر بیار باقالی بار کن

apple of sb’s eye ~ نور چشم کسی بودن

keep a low profile ~ جلب توجه نکردن،آفتابی نشدن

yes , point taken ~ بله ملتفت شدم

he strains every nerve ~ او نهایت تلاش و کوشش خودش رو انجام میده

hit the jackpot ~ به ثروت کلانی رسیدن

i’m fit/ready to drop ~ دارم از حال میرم،از خستگی نا ندارم

breadwinner ~ نان آور خانواده

i must put my thinking cap on it ~ باید در موردش فکر کنم

there’re wheels within wheels ~ یه کاسه ای زیر نیم کاسه هست،یه دستی تو کاره

it was double dutch to me ~ کاملا برایم غیر قابل فهم بود،اصلا نفهمیدم

he hails from shiraz (formal) ~ اهل شیرازه

let’s call it a day (informal) ~ فعلا تعطیل کنیم،برای امروز کافیه

those were the days ~ یاد اون روزها بخیر the good old days ~ یاد اون روزها بخیر

to face the music ~ عواقب چیزی را تحمل کردن،پای لرزش نشستن

an egghead (humorous) ~ حضرت روشن فکر (در مقام طعنه

Don’t let that come between us ~ اجازه نده که بین ما جدایی بیفکند

prices crashed in the stock exchange ~ قیمت ها در بورس به شدت پایین آمد

his days are numbered ~ چیزی از عمرش نمانده

Blue films/movies ~ فیلم های موهن

my car acts up (informal) ~ ماشینم بازی در میاره،خوب کار نمیکنه

joking apart/aside ~ از شوخی گذشته،شوخی بکنار

he took a long time to come round ~ مدت زیادی طول کشید تا به هوش آمد

to put a sheep to sleep ~ گوسفندی را خلاص کردن

he earns as much again so i do ~ دو برابر من پول در میاره

greet/welcome sb with open arms ~ خوشامد گویی با آغوشی باز

to affect piety ~ جانماز آب کشیدن

Out of the frying pan into the fire ~ از چاله در اومدن و به چاه افتادن

you keep out of this,please! ~ لطفا شما در این مورد دخالت نکنید

to move in literary (high) circles. ~ در محافل ادبی آمد و رفت کردن

that’s strictly for the birds (us informal) ~ برو بابا،اینا همش حرفه،مزخرف نگو،چرند نگو

make eyes on somebody (old fashioned) ~ برای کسی غمزه آمدن

the market is flat ~ بازار کساده

land in and around NY has appreciated ~ بهای زمین در نیویورک و اطراف آن بالا رفته

break fresh/new ground ~ ابتکار جدید،کشف/انجام چیزی تازه

hard-luck story (INFORMAL DISAPPROVING) ننه من غریبم بازی در آوردن،فیلم بازی کردن

come rain or shine ~ هر اتفاقی که بیافتد،هرچی که پیش بیاد

they were really the bee’s knees ~ کارشون واقعا عالی بود be the bee’s knees (UK informal) ~ چیزی که از همه لحاظ عالی باشد

There’s no accounting for taste ~ سلیقه ها متفاوته ، هرکسی عقیده ای داره

‎(straight) from the horse’s mouth ~ از منبع موثق موضوعی شنیدن

another/a second bite of the cherry ~ فرصت بعدی،شانس بعدی

i’m (as) busy as a bee! ~ خیلی سرم شلوغه

i’m full of beans for today (informal) ~ امروز پر انرژی و سرحالم

it’s not my cup of tea ~ چیز مورد دلخواه من نیست

once in a blue moon ~ به ندرت،هر از گاهی

Necessity is the mother of invention ~ احتیاج مادر اختراع

be all fingers and thumbs (UK) be all thumbs (US) ~ دست و پا چلفتی،بی دست و پا

I get into hot water ~ تو مخمصه افتادم ، گرفتار شدم

the lull before the storm ~ آرامش قبل از طوفان

thank your lucky stars ~ جایه شکرش باقیه،شانس آوردی

Curiosity killed the cat ~ فوضولی موقوف

don’t hold your breath(informal) ~ انتظار نداشته باش واسه همیشه،خواب دیدی خیره

by the grace of God ~ به توفیق خداوند، به لطف خدا

for my money ~ به نظر من،به عقیده من

Forty winks (informal) ~ چُرت،خواب کوتاه

when the chips are down (informal) ~ هوا پسه

Fender bender (informal) ~ تصادف جزئی،تصادف کم خرج

tie the knot ~ ازدواج کردن

play truant (British) ~ از مدرسه فرار کردن play hooky (American & australian) ~ از مدرسه فرار کردن

perish the thought ~ فکرشم نکن

walk on air ~ خر کِیف بودن،از خوشحالی پرواز کردن

walk on air ~ خر کِیف بودن،از خوشحالی پرواز کردن

few and far between ~ غیر مکرر،تکرار نشدنی،نایاب

stick in the mud (informal disapproving) ~ بی عرضه،اُمُل،عقب مانده

weather the storm ~ بر مشکلات فائق آمدن ،

willy-nilly (informal) ~ خواه ناخواه،بخوای نخوای،ناچارا”،بالاجبار

give sb. a dirty look ~ به کسی چپ چپ نگاه کردن

get cold feet ~ جا زدن از کاری،پشیمان شدن

be snowed under sth. ~ به شدت درگیر چیزی بودن

play ball (informal) ~ همکاری کردن

a pig in a poke ~ چشم بسته خرید/قبول کردن

eat humble pie! (informal) ~ قبول اشتباه ، به غلط کردن افتادن

white elephant ~ سرمایه خوابیده،دارایی بی فایده

the account is overdrawn ~ حساب موجودی نداره(مقروض به بانک the account is in the red ~ حساب موجودی نداره(مقروض به بانک

shoot the breeze (US informal) ~ گپ زدن

Go in one ear and out the other (informal) از این گوش شنیدن و از اون گوش در کردن

Too many cooks spoil the broth (UK) Too many cooks spoil the soup (US)

ماما که دوتا شد سر بچه کج در میاد آشپز که دوتا شد،غذا یا شور میشه یا بی نمک

Truth will out (UK) ~ ماه پشت ابر نمیمونه

Charity begins at home ~ چراغی که به خانه رواست

a bitter pill (to swallow) ~ حقیقت تلخه

i’ll warrant you! (old fashioned) ~ اطمینان می دهم، شک ندارم

I’ll eat my hat (old fashioned) ~ اسم ام رو عوض میکنم

It’s no use crying over spilt milk ~ پشیمانی سودی نداره

I can’t place you ~ شما رو به جا نمیارم

be/feel under the weather (informal) ~ بدحال بودن

hold a grudge ~ دلخور بودن،کینه داشتن

break the back of sth (UK) ~ کمر کار راشکستن – قسمت سخت کاری را انجام دادن

Money doesn’t grow on trees. ~ پول علف خرس نیست

be put upon! (informal) ~ مورد تحمیل قرار گرفتن

i’ll “burn down” there (phrasal verb) ~ اونجا رو به آتش میکشم

Never look a gift horse in the mouth. (SAYING) اسب پیشکشی رو دندون نمی شمارند

jack of all trades! ~ همه کاره

kill sb. with kindness! ~ با پنبه سر بریدن

wakey wakey! rise and shine! ~ پاشو پاشو،صبح شده

the evil eye on…! ~ چشم زدن

hands off! ~ یعنی دستتو بکش , دست نزن

bend/lean over backwards! ~ به سختی تلاش کردن برای انجام کاری

spill the beans ~ بند رو به آب دادن

Shape up or Ship out ~ (یا درست شو یا به سلامت)

Take sth. on board ~ ( انتقادپذیری(پذیرفتن ایده

What a cheek ~ عجب رویی،چه رویی

bookworm(informal) ~ خرخون

no offence (informal) ~ بهت بر نخوره، ناراحت نشی

so long (informal) ~ خداحافظ – به امید دیدار

No hard feelings ! ~ محاوره: امیدوارم ناراحت نکرده باشم

we are paid peanuts ~ چندر غاز حقوق می گیریم

wear more than one hat ~ با یه دست چندتا هندونه برداشتن there was no way out ~ چاره ای نبود i sick of your idea ~ حالم از نظراتت بهم می خوره I’m absolutely sick to death of it ~ حالم از این بهم می خوره Haste makes waste ~ تعجیل موجب تعطیله،عجله کار شیطونه

An early bird: سحر خیز

An early bird catches the worm ~ سحر خیز باش تا کامروا باشی A high-flier ~ آدم بلند پرواز Mary is a bright girl and a high flier ~ مری دختر باهوش و بلند پروازی است Good company ~ آدم خوش مشرب I never get bored when I talk to my grandmother She is good company ~ از صحبت کردن با مادربزرگم خسته نمیشم. آدم خوش مشربی است A good mixer ~ آدم زود جوش و اجتماعی

up and about ~ سالم و سرحال

go great guns ~ قبراق بودن ، فرز بودن

my lips are sealed ~ دهانم مهر و موم شده ، چیزی نمیتونم بگم ، دهانم قرصه

It is spot/bang on. : حرف ندارد / مو لا درزش نمیره / رو دست ندارد She is hungry for success. : آرزومند/مشتاق sth is a kick in the teeth : عامیانه: تودهنی / توپوزی see the light : متوجه شدن / فهمیدن smoke like a chimney: خیلی زیاد سیگار کشیدن shake like a leaf: مثل بید لرزیدن از ترسز یا نگرانی

don’t vapor me (boasting) ~چاخانم نکن

at odd times ~ وقت و بی وقت we had a blast ~ we enjoyed the party ~ ترکوندیم paint the town red = خوش گذروندن

I laughed my guts out ~ از خنده روده بر شدم

he was apple polishing ~ داشت چاپلوسی میکرد never say die ~ never give up hope ~ هرگز ناامید نشو i have be dead against ~ نباید زیر بار برم she’s living in fool’s paradise ~ الکی خوشه a little bird told me ~ کلاغه خبر آورد

i won’t keep you then ~ بیشتر از این معطلت نمیکنم

they can do a rush job ~ کارِت رو فوری انجام میدن

live and let live! سرت تو کار خودت باشه

we’re living at a close quarters! ما یه جایه شلوغ زندگی میکنیم(پر جمعیت)!1 she’ve lived by one’s pen! زندگیش رو با نویسندگی میچرخوند

something important hos come up to me ~ کاری برام پیش اومد

i talked police officer out of getting a ticket ~ مخ پلیس رو زدم که جریمم نکنه Get up on the wrong side of the bed ~ از دنده چپ برخاستن don’t give a rat ass don’t give a rat ass ~ اهمیت ندادن حتی اندازه سر سوزن a knuckle sandwich ~ با مشت به صورت کسی زدن

why are you jump down on my throat?! ~ حالا چرا عصبانی میشی؟ چرا میزنی؟

let the cat out of the bag = افشای راز reveal the secret!

a shot in the arm ~ دلگرمی encouragement! bad hair day ~ روز نحسی،سختی

jog sb’s memory : چیزی را یاد کسی آوردن / خاطره ای را در ذهن کسی زنده کردن

everyone’s nerves were on edge. / That put our nerves on edge. : عصبی شدن/کردن Why are you breathing down my neck all the time? : کسی را پاییدن / پا به پای کسی رفتن be/go on the warpath : محاوره : جوش آوردن / آن روی سگ کسی را بالا آوردن / عصبانی شدن یا کردن

i’m on “cloud nine” these days ~ من این روزها سر حالم،خوشحالم

Cool cat ~ روی مد بودن ، طبق مد لباس پوشیدن

I kid you not ! وقتی خیلی جدی بخواهیم بگیم: اصلا باهات شوخی ندارم

i’ll figure it out ~ پیداش میکنم،بالاخره میفهممش

دنیای ضرب المثل و اصطلاحات انگلیسی 4

M

Make a pig out of oneself

شکمی از عزا درآوردن، پرخوری کردن

Make haste slowly

آهسته برو همیشه برو

Make hay while the sun shines

تا تنور داغ است نان را بچسبان

Make someone’s blood boil

خون کسی را به جوش آوردن، کسی را عصبانی کردن

Make waves

شر به پا کردن، دردسر به پا کردن

Man is fallible

انسان جایز الخطاست، بشر جایز الخطاست، آدم جایز الخطاست

Many a little makes a micelle

اندک اندک جمع گردد وانگهی دریا شود

Many words will never fill a bushel

با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی شود

Margin of error

احتمال اشتباه

Marriage of convenience

ازدواج مصلحتی

Measure for measure

از هر دست که بدهی از همان دست پس می گیری

Meet someone halfway

از در دوستی درآمدن، مدارا کردن، کوتاه آمدن

Mercy to the criminal may be cruelty to the people

ترحم بر پلنگ تیز دندان ستم کاری بود بر گوسفندان

Middle of the road

میانه رو

Mind one’s own business

سرش به کار خودش گرمه، توی کار دیگران دخالت نکردن

Miss the mark

سر نخ را گم کردن، مطلبی را نگرفتن

Money does not grow on trees

پول علف خرس نیست

More catholic than pope

کاسه از آش داغتر، دایه مهربانتر از مادر

Move in on someone

دخالت کردن، پا توی کفش کسی کردن

Much coin, much care

هرکه بامش بیش برفش بیشتر

N

Never look a gift horse in mouth

دندان اسب پیشکشی را نمی شمارند

Never put off till tomorrow what may be done today

کار امروز را به فردا میفکن

Never too old to lean

ز گهواره تا گور دانش بجوی

Never trouble till trouble troubles you

سری که درد نمی کند دستمال مبند

New blood

نیروی کمکی، خون تازه

No pain, no gain

نابرده رنج گنج میسر نمی شود

None barer than shoemaker’s wife and the Smith’s mare

کوزه گر از کوزه شکسته آب می خورد

None of your business!

به تو ربطی ندارد

Not bat an eyelash

خم به ابرو آوردن، خویشتن دار بودن

Not be born yesterday

چند تا پیراهن بیشتر پاره کردن، دنیا دیده بودن

Not have anything between the ears

کله پوک بودن، کودن بودن

Not hold a candle to

به گروه خونی نخوردن، وصله ناجور بودن

Not know enough to come in out of the rain

دست و پا چلفتی بودن، بی عرضه بودن

Not know whether one is coming or going

سر در گم بودن

Nothing comes of nothing

بی مایه فطیر است


Nothing new under the sun

به هر کجا روی آسمان همین رنگ است

Nothing worse than a familiar enemy

من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد

O

Of the same leaven

سر و ته یک کرباس

Off base

در اشتباه، دچار اشتباه شدن

On the block

در معرض حراج یا فروش، آتیش زدن به مال

Once bitter twice shy

مار گزیده از ریسمان سیاه و سفید می ترسد

Once too often

خدا آن روز را نیآورد

One ass does scrub another

دیوانه چو دیوانه ببیند خوشش آید

One can’t expect to get any change out of him

آبی از او گرم نمی شود

One can’t make war with rose water

تو دعوا حلوا پخش نمی کند

One did it to save his face

برای حفظ آبرو این کار را کرد

One doesn’t even cough without his father permission

بدون اجازه پدرش آب نمی خورد

One doesn’t have the foggiest idea

روح کسی خبر نداشتن، ندانستن

One eye witness is better than ten hear SOS

شنیدن کی بود مانند دیدن

One flower makes no garland

با یک گل بهار نمی شود

One good turn deserves another

تو نیکی می کن و در دجله انداز

One grew straight as a tree

قدش شده قد چنار، مثل یک درخت صاف رفته بالا

One has to come down on one side of the fence

یک نفر باید کوتاه بیاید، یک نفر مجبور است کوتاه بیاید

One is a good sort

آدم خوبی هست

One is counting on someone so don’t let him down

روی کسی حساب کردن که آبرویش را نریزد

One is nobody’s fool, given the opportunity

آب نیست وگرنه شناگر قابلی است

One is promoting his own interests

آتیش پای فطیر خود کردن، آتش زیر دیگ خود سوزاندن

One gets the best of both worlds

هم دنیا را دارد هم آخرت

One laughs best who laughs last

شاهنامه آخرش خوش است

One man’s meat is another man’s poison

علف باید به دهان بزی شیرین باشد

One must get to the bottom (or root) of it

باید فهمید از کجا آب می خورد

One must howl with the wolves

خواهی نشوی رسوا، همرنگ جماعت شو

One must not conclude prematurely

شاهنامه آخرش خوش است

One never has a carefree moment

تا حالاآب خوش از گلویش پایین نرفته

One seems on the edge

به نظرمی رسد اعصابش کش آمده،

به نظر می رسد اعصابش خط خطی شده، به نظر عصبانی می رسد

One speaks vulgar English

انگلیسی آب نکشیده حرف می زند

One touches of nature makes the whole world kin

از محبت خارها گل می شود

One was always at the bottom of his class

همیشه شاگرد آخر بود

One word leads to another

حرف حرف می آورد

One’s bearings

موقعیت جغرافیایی شخص

One’s heart bleeds for someone

دل کسی برای کسی دیگر سوختن

Open a can of worms

شر به پا کردن، قشقرق به پا کردن، آشوب به پا کردن

Other times, other manners

نان را باید به نرخ روز خورد

Our neighbor’s ground yield better corn than ours

مرغ همسایه غاز است

Out of sight out of mind

از دل برود هر آنکه از دیده رود

P

Pass the back

از زیر بار مسئولیت شانه خالی کردن

Pay to the bearer

در وجه حامل

People who live in glass palace should not threw stone

کسی که کاخ شیشه ای زندگی میکند نباید سنگ پرانی کند

Pick someone’s brain

کسی را سؤال پیچ کردن

Pitch in

کمک کردن

Play second fiddle to someone

زیر دست بودن، درجه دوم بودن

Play with half a deck

از مرحله پرت بودن، شوت بودن

Point one’s finger at someone

گناه خود را به گردن دیگری انداختن

Pone and mistake

انسان جائز الخطاست

Pool one’s resources

فکر ها را روی هم ریختن

Practice makes perfect

کار نیکو کردن از پر کردن است

Prevention is better than cure

علاج واقعه را قبل از وقوع باید کرد

Pull a long fair

سگرمه هایش تو هم است

Pull one together

خشم خود را فرو بردن

Pull the wool over someone’s eyes

سر کسی را شیره مالیدن، کلاه سر کسی گذاشتن

Put not a naked sword in the mad man’s hand

تیغ دادن در کف زنگی مست به که آید علم را نا کس دست

Put on airs

از خود راضی بودن، از آسمان افتادن، مغرور بودن، ژست گرفتن

Put on one’s thinking cap

تو عالم خود بودن، تو مسئله ای غرق شدن

Put someone in someone’s place

کسی را سر جای خودش نشاندن، روکم کردن، زهر چشم گرفتن

Put the heads together

فکر ها را روی هم ریختن

Queen is dead

خبر دست دوم

Quick as a wink

در یک چشم بهم زدن

R

Rake someone over the coals

به باد سرزنش گرفتن، کسی را مورد انتقاد قرار دادن

Reach the boiling point

خون جلوی چشم کسی را گرفتن، عصبانی شدن

Red letter

نامه ای که با خون نوشته شده باشد

Rip ban vincle

آدم خوشخواب

Rock the boat

دل به دریا زدن، ریسک کردن

Roll up one’s sleeves

آستین بالا زدن، عزم خود را جزم کردن

Rome was not built in on day

یک شبه ره صد ساله رفتن

Run around like chicken with its head cut off

مثل مرغ پرکنده بودن

Run oneself ragged

خر حمالی کردن، رس خود را کشیدن

S

Scrape the bottom of the barrel

کفگیر به ته دیگ خوردن

See eye to eye

هم عقیده بودن، هم رای بودن

See red

عصبانی شدن، خشمگین شدن

See the writing on the wall

آخر خط را خواندن

Shake a leg

یا ا... بجنب، زود باش، عجله کن

She blushed under her cloths

غرق خجالت شد

She is a ball of fire

آتیش پاره ای است

She is a live wire

آتیش پاره ای است

She is expecting

باردار است، حامله است

She is six months gone

شش ماهه بار دار است

Shoulder the responsibility

کاری را به عهده گرفتن

Show off

فخر فروشی کردن

Silence gives consent

سکوت علامت رضاست

Sit up and take notice

یکه خوردن، جا خوردن

Skirt the issue

طفره رفتن، به اصل مطلب نپرداختن

Slow but sure

آهسته اما پیوسته برو

Someone’s mouth watered

دهان کسی آب افتادن

Someone is filling

چاق شده، آب زیر پوستش افتاده

Someone is flourishing

آب زیر پوستش افتاده

Someone is skinflint

از آب کره می گیرد، ناخن خشک است

Spare the rod and spoil the child

جور استاد به از مهر پدر

Spread oneself too thin

یک سر و هزار سودا داشتن،

از کار زیاد پوست و استخوان شدن، خود را به آب و آتش زدن

Steal the show

نظر همه را جلب کردن، جلب توجه کردن

Stick to one’s guns

پا تو یک کفش کردن، کله شق بودن، یک دنده بودن

Stick with something

سفت و سخت به چیزی چسبیدن

Sticks to her guns

پا تو یک کفش کردن، کله شق بودن، یک دنده بودن

Strike off on one’s own

تکروی کردن

Strut like a rooster

منت به زمین گذاشتن، مغرورانه راه رفتن، خرامان راه رفتن

Stumbling block

سد راه یا پیشرفت شدن

Supper man

مثل رستم

Sweat something out

دندان روی جگر گذاشتن

T

Tail gate

دمش به دم کسی بسته شده، سایه به سایه رفتن

Take behind someone’s back

پشت سر کسی صفحه گذاشتن

Take hair of the dog that bit you

چاره کژدم زده، کشته کژدم بود

Take it easy

بی خیال، ولش کن، راحت باش، سخت نگیر

Take rough oats of a bad debtor

یک مو از خرس کندن غنیمت است

Take one’s hat off to someone

ادای احترام کردن، تعظیم کردن

Take someone down a notch or two

کسی را خیط کردن

Take the bull by the horns

دل به دریا زدن

Talk until one is blue in the face

زبانش مو در آورده، یاسین به گوش خر خواندن

Tell it like it is

ظاهر و باطن یکی بودن، روراست بودن

Term dragged on

ترم تحصیلی به درازا کشید

The best is often times the enemy of the good

رفت ابرویش را درست کند چشمش را هم کور کرد

The blind leading the blind

کوری عصا کش کور دگر شود

The course of true love never did sun smooth

که عشق آسان نمود اول ولی افتاد مشکلها

The crow thinks her own birds whitest

سوسک به بچه اش می گوید قربون دست و پای بلوریت

The damage is done

کاراز کار گذشته

The darkest hour is that before the down

در نومیدی بسی امید است پایان شب سیه سپید است

The devil known many things because he is old

آنچه جوان در آیینه ببیند پیر در خشت خام می بیند

The early bird catches the worm

سحر خیز باش تا کامروا شوی

The end is crown of every work well done

شاهنامه آخرش خوش است

The envious man grows lean

حسود هرگز نیاسود

The face is the index of the heart

رنگ رخساره خبر می دهد از سر ضمیر

The falling out of lovers is the renewing of loves

پیوند دوستی من از آن پاره می کنم

The flicker of hope in one’s eyes

بارقه امید در چشمان کسی

The fox knows much, but more he that catches him

دست بالای دست بسیار است

The grass is greener on the other side of the fence

مرغ همسایه غاز است

The hearts letter is read in the eyes

رنگ رخساره خبر می دهد از سر درون

The kettle calls the pot black-brows

دیگ به دیگ می گوید رویت سیاه

The lame tongue gets nothing

گرچه پیش خردمند خاموشی ادب است وقت مصلحت آن به که در سخن کوشی

The last but one

یکی مانده به آخر

The lion’s share of something

بخش عمده ای از یک چیز

The lover dreams of his mistress

شتر در خواب بیند پنبه دانه

The mills of God grinned slowly

چوب خدا صدا ندارد

The more the better

هر چی بیشتر، بهتر

The noblest vengeance is to forgive

در عفو لذتی است که در انتقام نیست

The proof of pudding is in the eating

حلوای تنتنانی تا نخوری ندانی

The sack is known by the sample

مشت نمونه خروار است

The situation is filled with impending troubles

اوضاع آبستن حوادث است

The sky will not fall in

آب از آب تکان نمی خورد

The way to Babylon will never bring you to Jerusalem

این ره که می روی به ترکستان است

The worst wheel of a cart makes most noise

میمون هرچی زشت تراست ادا و اصولش بیشتر است

There is many a slip’s twixt cup and lip

یک سیب را که به آسمان انداختی تا به زمین برگردد هزار چرخ می زند

There is no over taking the shot once fired

تیر از کمان چو جست نیاید به شصت باز

There is no smoke without fire

تا نباشد چیزکی مردم نگوید چیزها

There is no use crying over spilt milk

آب رفته به جوی باز نمی گردد

There is not room to swing a cat

جای سوزن انداختن نیست

They and oil are ever above

ماه همیشه زیر ابر نمی ماند

They are like two peas

مانند سیبی هستند که از وسط نصف شده باشند

They don’t get on well together

آب شان باهم توی یک جوی نمی رود

They don’t hit it off

آب شان باهم توی یک جوی نمی رود

Thick skinned

پوست کلفت

Things past can’t be recalled

آب رفته به جوی باز نمی گردد

Think one is God’s gift to mankind

تافته جدابافته بودن

Those bookshops sell like hot cakes

بازارش گرم است، تو بورس است

Throw a monkey wrench into something

مانع تراشی کردن

Throw someone a curve

کسی را رنگ کردن، نارو زدن

Time is money

وقت طلاست

Tie one’s hand

دست بسته بودن

Tit for tat

این به اون در

To add fuel to the flames

آتش را دامن زدن

To adulterate something

آب توی چیزی کردن

To augur ill

نیامد داشتن، بد شگون بودن

To augur well

آمد داشتن، شگون داشتن

To bark up the wrong tree

عوضی گرفتن، بیهوده تلاش کردن

To bate the breath

نفس حبس کردن

To be a big shot

کله گنده بودن

To be a sly dog

آب زیر کاه بودن

To be a snake in the grass

موذی بودن، آب زیر کاه بودن

To be a top dog

کله گنده بودن

To be all ears

سرتا پا گوش بودن

To be at someone’s back and call

دست به سینه در خدمت کسی بودن

To be beloved by all

محبوب همه بودن

To be blush with shame

از خجالت آب شدن، از خجالت سرخ شدن

To be dying with anticipation

دل کسی آب شدن، بی تاب و بی قرار شدن

To be eaten up with jealousy

در آتش حسد سوختن

To be fair- weather friend

تا پول داری رفیقتم، دوست ایام خوشی، دوست بی وفا

To be green with envy

از شدت حسادت رنگ به رنگ شدن

To be groped for something

کورمال کورمال دنبال چیزی گشتن

To be hot tempered

آتشی مزاج بودن

To be in cahoots with somebody

با کسی تبانی کردن

To be in league with someone

با کسی زد و بند کردن، با کسی همدست بودن

To be in soup

تو هچل افتادن، تو دردسر افتادن

To be like a lamb

مثل بره معصوم بودن

To be on a good footing with someone

با کسی روابط خوبی داشتن

To be only skin and bone

پوست و استخوان ماندن

To be pain in the neck

وبال گردن بودن

To be pinned away

از غصه آب شدن

To be quiet a stranger

پارسال دوست امسال آشنا

To be shame stricken

از خجالت آب شدن

To be under doctor’s care

تحت نظر دکتر بودن

To be under one’s feet

توی دست و پا بودن، راه کسی را سد کردن، مزاحم کسی بودن

To be up to the eyes in something

تا خرخره توی قرض بودن

To bear in mind

به یاد داشتن، به خاطر داشتن

To beat a dead horse

موضوع اثبات شده ای را دوباره مطرح کردن،

مسئله برطرف شده ای را دوباره پیش کشیدن

To beat around the bush

جاسوسی کردن، کسی یا کاری را یواشکی پاییدن

To beat the air

آب در هاون کوبیدن

To become hoarse from shouting

از فرط زدن به خرخر افتادن

To bid one’s time

منتظر فرصت بودن، پی فرصت گشتن، ابن الوقت بودن

To bite the hand that feeds one

نمک خوردن و نمکدان شکستن

To blaze a trail

پیشگام شدن، پیش کسوت شدن

To blow one’s own trumpet

هر کسی ساز خودش را می زند

To bode ill

بد یمن داشتن، بد شگون بودن

To bode well

خوش یمن بودن، شگون داشتن

To break bread

نان و نمک هم را خوردن، هم خوراک شدن

To break fresh ground

کار تازه ای را شروع کردن

To break one’s faith

پیمان خود را شکستن، تعهد خود را زیر پا گذاشتن، زیر قول خود زدن

To break one’s word

زیر قول خود زدن

To browbeat someone into doing something

با اخم و تخم کسی را وادار به کاری کردن

To build castles in the air

خواب های طلایی دیدن، قصری توی ابرها ساختن

To bump someone off

سر کسی را زیر آب کردن

To burn with impatience

در آتش بی صبری سوختن

To bury the hatchet

صلح کردن، دست از جنگ کشیدن

To cap verses

مشاعره کردن

To care about someone

سعادت کسی را خواستن، نسبت به کسی دلبستگی داشتن

To carry a secret to one’s grave

رازی را به گور بردن

To carry coal to Newcastle

زیره به کرمان بردن

To carry too far

شور چیزی را در آوردن

To chew somebody out

سخت سرزنش کردن

To chisel someone out of something

با دوز و کلک چیزی را از کسی درآوردن

To clear one’s throat

سینه خود را صاف کردن

To come into force

اجرا کردن قانون

To come to blows

گلاویز شدن، کتک کاری کردن

To come to the fore

از اهمیت برخوردار شدن، مطرح شدن

To cook one’s goose

کاسه و کوزه کسی را به هم ریختن

To cry over spilled milk

غصه بیهوده خوردن، برای شیر ریخته و روز نیامده نباید غصه خورد

To cut somebody off with a Shilling

حتی دیناری ارث برای کسی باقی نگذاشتند

To delve into something

ته و توی چیزی را درآوردن

To deny the charges

اتهامات را رد کردن

To dig one’s own grave

گور خود را کندن، موجب تباهی خودشدن

To din and wine

حسابی پذیرایی کردن

To do it the drop of a hat

مثل آب خوردن

To do something with close eye

چشم بسته کاری انجام دادن

To do the donkey work

خر حمالی کردن، مثل خر کار کردن

To draw a blank

به کلی و ناگهان فراموش کردن، به خاطر نیاوردن، ناموفق بودن

To dwell upon something

روی مطلبی انگشت گذاشتن، روی چیزی زیاد بحث و گفتگو کردن

To earn one’s bread and water

نان بخور و نمیری بدست آوردن، امرار معاش کردن

To earn one’s living

امرار معاش کردن

To ease nature

قضای حاجت کردن

To eat like a bird

کم خوراک بودن

To eat one’s heart out

خون دل خوردن، حسادت کردن

To eat one’s word

حرف خود را خوردن، حرف خود را پس گرفتن

To err is human

بشر جایزالخطاست، انسان جایز الخطاست، آدم جایز الخطاست

To face every ordeal

خود را به آب و آتش زدن

To fall out of frying-pan into the fire

از چاله درآمدن و در چاه افتادن

To feast one’s eyes on something or someone

با لذت یا تحسین به چیزی یا کسی نگاه کردن، با حسرت به چیزی یا کسی نگاه کردن

To feather one’s nest

بار خود را بستن، لفت و لیس کردن

To feel one’s way

کورمال کورمال رفتن، با احتیاط رفتن

To feign illness

تمارض کردن، خود را به بیماری زدن، خود را به مریضی زدن

To fence with a question

خود را به کوچه علی چپ زدن، از دادن پاسخ طفره رفتن

To fend for oneself

از سر باز کردن کسی یا چیزی، از کسی یا چیزی طفره رفتن

To fend off something or someone

گلیم خود را از آب بیرون کشیدن

To fight down one’s tears

جلوی گریه خود را گرفتن

To fight tooth and nail

با چنگ و دندان جنگیدن

To fish in troubled water

از آب گل آلود ماهی گرفتن

To flaunt one’s wealth

ثروت خود را به رخ دیگران کشیدن

To flog a dead horse

آب در هاون کوبیدن

To fly into a rage

جوشی شدن، از کوره در رفتن

To fly off the handle

از کوره در رفتن

To foment trouble

آتش روشن کردن، آشوب به پا کردن

To fool around

فضولی کردن، دخالت بی جا کردن، ور رفتن

To foot it

رقصیدن، پایکوبی کردن

To foot the bill for something

هزینه چیزی را پرداختن

To fork over (or out)

با بی میلی دادن، سفلیدن

To gap at somebody

به کسی خیره نگاه کردن، با دهان باز به کسی نگاه کردن، زل زدن به کسی

To get along

گلیم خود را از آب کشیدن

To get off the hook

از مسئولیت یا گرفتاری خلاص شدن

To get one’s duck in a row

امور خود را سر و سامان دادن

To get something off one’s chest

عقده دل را گشودن

To give a glowing report about something

درباره چیزی گزارش بسیار نویدبخشی دادن

To give someone the cold shoulder

به کسی کم محلی کردن، محل نگذاشتن

To give the bride away

عروس را به دست داماد دادن، عروس را به خانه بخت فرستادن

To gloss over something

چیزی را ماست مالی کردن

To go into hock

قرض بالا آوردن

To go on foot

پیاده رفتن

To go over with a bang

بسیار موفقیت آمیز بودن

To go something like wind

مثل باد رفتن

To go the whole hog

تا آخر کار را ادامه دادن، کاملا پذیرفتن

To go the way of all flesh

مردن، پوسیدن جسد

To go through fire and water

به آب و آتش زدن

To grease ones palm

سبیل کسی را چرب کردن

To grease the palm of someone

سبیل کسی را چرب کردن

To hate someone’s guts

کینه کسی را سخت به دل گرفتن

To have a change of air

مسافرت کردن، آب به آب شدن

To have a hunch about something

درباره چیزی به دل آدم برات شدن

To have an ax to grind

سلام روستایی بی دلیل نیست، سلام گرگ بی طمع نیست، نفع شخصی را در نظر داشتن

To have foot in the grave

پایش لب گور است

To have the guts to do something

دل و جرات انجام کاری را داشتن

To have virtual proprietary (or pre- emptive) rights

حق آب و گل داشتن

To heave a sigh of relief

نفس راحتی کشیدن، از نگرانی درآمدن

To hold ones tongue

زبان خود را نگه داشتن

To hook a husband

شوهر به تور زدن

To hope against hope

در نومیدی بسی امید است

To horse around

شوخی خرکی کردن، وفت تلف کردن

To hurl curses at someone

کسی را فحش باران کردن

To hurt one’s feeling

احساسات کسی را جریحه دار کردن

To keep someone guessing

کسی را بلاتکلیف گذاشتن

To kick the bucket

غزل خداحافظی را خواندن

To kick up one’s heels

شادی و پایکوبی کردن

To kill a man with a cushion

با پنبه سر کسی را بریدن

To kill the time

وقت کشی کردن

To kill two birds with one shot

با یک تیر دو نشان زدن

To kill two birds with one stone

با یک تیر دو نشان زدن

To knit one’s brow

ابرو درهم کشیدن، اخم کردن

To know it backwards

مطلبی را فوت آب بودن

To lend an ear to someone

به کسی گوش فرا دادن

To lend color to something

رنگ و لعاب دادن به چیزی

To lose one’s footing

تعادل خود را از دست دادن

To make a clear breast of

کاملاً اقرار کردن

To make a fool of someone

کسی را دست انداختن، کسی را مسخره کردن

To make a mountain out of molehill

از کاه کوهی ساختن

To make a scene

قشقرق به پا کردن

To make hay while the sun shines

تا تنور داغ است نان را بچسبان، تا آهن داغ است آن را بکوب

To make mischief

فتنه برپا کردن

To make mouths at someone

به کسی دهان کجی کردن

To make no bones about

بی چون و چرا کردن

To manage somehow

گلیم خود را از آب در آوردن

To monkey around with something (or someone)

چیزی یا کسی را انگولک کردن، با چیزی ور رفتن

To move heaven and earth

زمین و آسمان را به هم دوختن

To palm off

کالایی را آب کردن

Toot one’s own horn

ساز خود را زدن

To pad the bill

توی صورت حساب دست بردن

To pass the buck

مسئولیت یا تقصیر را به گردن دیگری انداختن

To pave the way

راه را هموار کردن

To pay ducks and darks

وقت را غنیمت شمردن

To play a lyre in vain to an ass

یاسین به گوش خر خواندن

To play fast and loose

شل و سفت کن درآوردن

To play with fire

با آتش بازی کردن

To play won’t pay the candles

آفتابه خرج لحیم

To pull one’s leg

کسی را دست انداختن، کسی را مسخره کردن

To pull some one strings

پارتی بازی کردن

To pull wool over ones eye

سر کسی را شیره مالیدن

To put her in the family away

زنی را حامله کردن

To pour oil on troubled water

آب بر آتش ریختن، فتنه و دعوا را خواباندن، اوضاع آشفته را آرام کردن

To put on airs

از دماغ فیل افتادن

To put one’s foot down

پافشاری کردن، سماجت کردن

To put the cart before the horse

بوق را از سر گشادش زدن

To rain cats and dogs

شرشر بارون، باران شدید

To refuse someone’s request very bluntly

آب پاکی روی دست کسی ریختن

To remain in force

به قوت خود باقی ماندن

To rise to the occasion

لیاقت خود را بروز دادن

To rock the boat

وضع موجود را بهم زدن

To roll up ones sleeves

آستین ها را بالا زدن

To rush headlong into marriage

با شتاب و نسنجیده ازدواج کردن

To send someone away with a flea in his ear

غم و غصه را از خود دور کردن، آبی زیر پوست انداختن

To send someone to country

محل به کسی نگذاشتن

To set foot in a place

در محلی پا گذاشتن

To set the fox to watch the goose

گوشت را به دست گربه سپردن

To shed crocodile’s tears

اشک تمساح ریختن، اشک دروغین ریختن

To sleep in the open

در هوای آزاد خوابیدن

To smash the ball

آبشار زدن در تنیس، والیبال و ...

To speak broken English

دست و پا شکسته انگلیسی صحبت کردن

To spend money like water

مثل ریگ پول خرج کردن

To split hairs

موشکافی کردن، به جزئیات غیر ضروری پرداختن

To squandered his wealth

دار و ندارش را آتش زد، ثروتش را به باد داد

To stand in awe of

احساس ترس، و احترام و شگفتی

To stand on one’s own feet

روی پای خود ایستادن

To take a dim view of something

با عینک بدبینی نگاه کردن

To take one’s breathe away

از شدت زیبایی یا ابهت نفس کسی بند آمدن

To take the necessary measures

اقدامات لازم را بعمل آوردن

To take to one’s heels

فلنگ را بستن، زدن به چاک

To take to one’s leg

فرار کردن

To take one’s own life

خودکشی کردن

To take up the glove

دعوت به جنگ تن به تن را پذیرفتن

To talk like a book

لفظ قلم صحبت کردن

To talk through one’s hat

نسنجیده سخن گفتن

To tantalize someone

کسی را بلاتکلیف گذاشتن

To throw cold water on somebody

آب سرد روی کسی ریختن

To throw caution to the wind

بی احتیاطی کردن

To throw down the glove

به جنگ تن به تن دعوت کردن

To tighten one’s belt

کمر را محکم بستن، سختی کشیدن، امساک کردن

To turn the other check

توهین و ستمگری را پذیرفتن

Tongue in check

شوخی، مزاح

To wash ones hand of something or somebody

دست از کسی شستن

To waste one’s breathe

یاسین به گوش خر خواندن

To wear several hats

چندین شغل یا مسئولیت را داشتن

To win the people’s heart

محبوب همه

Too many cooks spoil the broth

آشپز که دو تا شد آش یا شور می شود یا بی نمک

Toot one’s own horn

ساز خود را زدن

Truth and roses have thorns about them

حقیقت تلخ است

Turn one’s back on someone

به کسی پشت کردن، بی اعتنایی کردن

Turn one’s nose up at someone

قیافه گرفتن، کلاس گذاشتن

Two hands are better than one

یک دست صدا ندارد

Two heads are better than one

هر سری یک فکری دارد

U

Upon my honor

به شرافتم سوگند، به شرفم

Upset the applecart

شر درست کردن، خرابکاری کردن

W

Wait and see attitude

این دست و آن دست کردن، حالت تردید داشتن

Walls have ears

دیوار موش داره موش هم گوش داره

Walk on air

توی عرش سیر کردن، سر کیف بودن

Water under the bridge

آب از سرش گذشته، کاری است که شده

We are offer shot with our own feather

از ماست که بر ماست

We must find out what is behind it

باید فهمید از کجا آب می خورد

We seek water in the sea

آب در کوزه و ما تشنه لبان می گردیم

Welcome someone with open arms

با آغوش باز پذیرفتن، استقبال کردن، با گشاده رویی برخورد کردن

What are you driving at?

منظورت چیه؟

Whatever possessed you to get married?

آبت نبود، نانت نبود زن گرفتنت چی بود؟

What is done can’t be undone

آب رفته به جوی باز نمی گردد

What the hell did you go?

کدام گوری بودی؟

What the hell do you want?

چه زهرماری می خواهی؟

Whatever you can do today, don’t pull of tomorrow

کار امروز را به فردا وامگذار

When God will punish, he will first take away the understanding

عقل که نیست جان در عذاب است

When good cheer is locking our friends will be packing

قربان بند کیفتم تا پول داری رفیقتم

When it all blows over

وقتی که آبها از آسیاب افتاد

When one door shuts, another opens

خدا گر به رحمت ببندی دری ز رحمت گشاید در دیگری

When the dust settles

وقتی که آبها از آسیاب افتاد

When two Sundays meet

اگر پشت گوشت را دیدی

Where there’s a will, there’s a way

خواستن توانستن است

Whip the pants off some one

با تفاوت زیاد پیروز شدن

Who are you getting at?

با کی طرفی؟

Why do you cost pearls before swine?

خر چه داند قیمت نقل و نبات

With a lot of embellishments

با یک عالمه آب و تاب

With folded arms

دست به سینه، در خدمت

Women are necessary evils

زن بلاست، هیچ خانه ای بی بلا نباشد

Words are but wind

حرف باد هواست

Work like a dog

مثل سگ کار کردن

Work one’s fingers to the bone

مثل خر کار کردن

Worm out of something

با زیرکی از کار در رفتن

Worthless or insincere

تعارف شاه عبدالعظیمی

Y

You are much too smug and complacent

نفست از جای گرم بیرون می آید

You can’t have your cake and eat it

هم خر را می خواهی هم خرما را

You can’t see the wood for the trees

آنقدر سمن هست که یاسمن توش گم است

You may end him, but you will not mend him

توبه گرگ مرگ است

You should mind your p’s and q’s

مواظب حرف زدنت باش

Youth will have its course

جوانی است و هزار چم و خم

Z

Zero in on something

لپ مطلب را ادا کردن

تبلیغات

تبلیغات